تبليغاتX
MY WAY

 

          برکناری -یا شاید هم استعفای- مصطفوی، خیلی به آقای نصیرزاده فشار روحی و روانی وارد کرده. به طوری که خودش رو به درو دیوار میزنه تا چهره ی صفایی فراهانی رو نزد مردم تخریب کنه. سر جریان تعلیق که یکی از علّتهاش سهل انگاری های همیشگی آقای مصطفوی بود*، نصیرزاده می گفت: «این کار فیفا غیرقانونیه و در این مورد تبعیض قائل شده اند.»[!!!]

          در حال حاضر نصیرزاده در روزنامه ی خبرورزشی یک ستون به نام "کلاس داوری" دراختیارشه و چند روز پیش در راستای تخریب چهره ی فراهانی -که رئیس کمیته ی انتقالیه و مسئولیت تنظیم اساسنامه ی جدید فدراسیون رو به عهده داشته- چرندیاتی نوشته که خوندنش به خنده اش می ارزه. -فقط یه مقدار خلاصه اش کردم. امّا اصل مطلب رو دقیقاً نوشتم.-

          عنوان مطلب: "یک باشگاه چند بار رأی میدهد؟"

          و حالا غرض ورزی های هوشنگ خان رو بخونید که روز 14 مرداد 1386 در شماره 2952 روزنامه ی خبرورزشی چاپ شده:

          «اساسنامه ی فدراسیون فوتبال در بسیاری از موارد غیرکارشناسانه تنظیم شده است.

          کمیته ی انتقالی طوری اساسنامه ی فدراسیون فوتبال رو نوشته است که در مجمع یک باشگاه می تواند تا پنج بار حق رأی داشته باشد که خلاف اصول دموکراسی است و به نحو تعجب آوری نیز می گویند مورد تأیید فیفا قرار گرفته است.» [اینجا دیگه هوشنگ خان برای این که حرف خودش رو به خورد مردم بده، فیفا رو هم زیر سؤال می بره! ]

          این هم توجیه هوشنگ خان برای ادّعاش:

          «اگر تیمی عضو لیگ برتر باشد، در جام حذفی هم قهرمان شود و تیم فوتسال بانوان آن نیز به مقام قهرمانی برسد. مربی آن به طور اتوماتیک وار رأی دارد و اگر آقای گل هم از آنها باشد چند بار می تواند در مجمع عمومی رأی بدهد و رئیس فدراسیون را انتخاب کند.»

          [در این قسمت مطلب هم در حالی که صفایی فراهانی رو نشونه رفته، تیر خلاص رو شلّیک می کنه] : «بسیاری از تیم های دسته اول حق رأی ندارن اما یک باشگاه دیگر تا چندبار حق رأی دارد که در نوشتن اساس نامه یک خبط مدیریتی است.» [به ترکیب "خبط مدیریتی" توجه کنید.  

          باید به آقای نصیرزاده گفت: دوست عزیز! به جای این کارها یکباره می اومدی و چند تا فحش آبدار به آقای فراهانی می دادی تا عقده هات خالی بشه دیگه. 

          من واقعآ نمی دونم آقای نصیرزاده ی فوتبالی و غیر سیاسی چرا باید این کارها رو بکنه؟ مگه ایشون خواهان پیشرفت و علمی شدن فوتبال نیست؟ پس چرا اینقدر ناجوانمردانه به آقای فراهانی - که بدون شک یکی از کارآمدترین مدیران فوتبال در ده، پانزده سال گذشته بود- می تازد؟

          در ضمن چند درصد احتمال داره تیمی عضو لیگ برتر باشه و درجام حذفی هم قهرمان بشه و تیم فوتسال بانوان آن هم به مقام قهرمانی برسه و آقای گل هم از اونها باشه؟ تازه در اون صورت هم باید گفت تیمی که این همه موفق بوده، مسلّماً اینها رو با برنامه ریزی کامل و اصولی و تلاش مستمر به دست آورده . حالا می خوام بدونم تیمی که اینقدر بابرنامه و شایسته بوده که در چندین عرصه قهرمان شده حق نداره بیش از تیم های بی برنامه و نامنظّم دیگر که فقط در لیگ ها شرکت می کنند تا اسمشون فراموش نشه، در جریان انتخابات نقش داشته باشه؟


 

         *پ.ن: بی انصافیه که فقط مصطفوی رو در ماجرای تعلیق مقصّر بدونیم. امّا کاملاْ مشخّصه که بخشی از تعلیق هم به کوتاهی و سهل انگاری ایشون در تهیه ی اساسنامه مربوط می شه. چون بعد از ماجرای دادکان که مدّتها فوتبالمون بی رئیس بود، مصطفوی اولین دبیرکل فدراسیون بود که امور اجرایی رو به عهده گرفت و وظیفه داشت فوراً با تشکیل یک مجمع و اتاق فکر، اساسنامه ی جدید رو تدوین و به فیفا ارسال کنه.امّا کو حسّ مسئولیت پذیری. . .

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/21ساعت 16 توسط ice boy 910 |

          فرزندانتان از آن شما نیستند. آنان پسران و دختران زندگی برای زندگیند. آن ها از طریق شما می آیند نه از شما؛ هر چند با شما هستند. شاید تن آن ها را مأوا دهید، نه جانشان را. شاید بکوشید همچون آنها باشید، امّا نکوشید آنها را چون خود کنید.

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/19ساعت 21 توسط ice boy 910

          هر حرکتی که چيزی به وجود شما نيفزايد ، چيزي از آن خواهد کاست و حرکتی که اثرش خنثی باشد وجود ندارد!

ديل کارنگي

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/19ساعت 2 توسط ice boy 910

منبع: www.magdalene.blogfa.ir 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/18ساعت 21 توسط ice boy 910 |

 

          معادله ی جالب: از سن خودت 20 سال کم کن. باقيمانده رو با 7 جمع کن. اگه عدد زوج بود با 1 جمع و اگه فرد بود از يک کم کن. اگه رنگ تيره رو دوس داري ضرب در 3 کن و اگه رنگ روشن رو دوس داري ضربدر 3.5 کن. نتيجه نهايي رو ول کن. حال خودت چطوره؟

         

          چند تا اس ام اس جديد اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزينه ام زياد نشه!!!

         

          بسمه تعالي
          غرض مزاحمت بود که به حمدالله حاصل شد.

 

          سخت ترین سوال کنکور ۸۶: سهمیه ی خودروی سواری دوگانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟

 

           لبخند رو هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی. چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن ! ممکنه که داغون بشی حسن! نیشتو ببند حسن!!!

 

          سلام خوبي؟ موبايلم حالش بده. شارژ نداره. صفحه نورش کم شده. حالش خيلي بده. سرفه مي کنه. کمکش کن، آخه inbox اش هواتو کرده.  

 

          مهم نیست دلت دریا باشه یا دریاچه، رودخونه باشه یا برکه، مهم اینه که نذاری کسی بشاشه توش! 

 

          وقتی یکی از دوستانmissed میندازه یعنی چی؟

          ۱- بیا پایین من دم درم.

          ۲- من شارژ ندارم تو زنگ بزن. (لاشخوری)

          ۳- چرا دیروز با احمد حرفت شد، بعد گذاشتی رفتی؟ بچه بازی درآوردی؟

          ۴- فردا می خوایم با علی، تقی، نقی، قلی، ممد و مصطفی بریم شمال، اگه میای missed بنداز.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/11ساعت 13 توسط ice boy 910 |

          چند دقیقه ی پیش توی سایت پارس فوتبال مطلبی رو خوندم با عنوان "آنچه که در مورد صفایی فراهانی هرگز نخوانده اید." که در اون خدمات صفایی فراهانی به فوتبال رو نوشته و در بعضی جاها هم -البته بدون مدرک- اشاراتی کرده به تخلفات بی شمار مصطفوی که در زمان ریاستش توی فدراسیون فوتبال، مرتکب شده.

          مطلب بسیار طولانی بود ولی بعضی از قسمتهای جالبش رو خودم انتخاب کردم و توی این پست براتون گذاشتم:

          - داریوش مصطفوی که در گذشته با افتخاری – نایب رییس موقتی فدراسیون- در گمرک همکار بودند، چنان بلایی بر سر فوتبال آوردند که هیچکس به برنامه ریزی و نظم اهمیتی نمی داد و فوتبال دولتی بی در و پیکرتر از هر زمانی راهش را انتخاب کرد و به جلو می رفت، تنها نکته امیدوارکننده صعود ایران به جام جهانی 98 فرانسه با فرار از جهنم استرالیا بصورت خارق العاده ای بود که بسیاری نام «معجزه» بر آن گزیدند. آنچه که بعنوان میراث مصطفوی برای افراد جدید باقی مانده بود چیزی جز بدهکاری، رابطه بازی، بی قانونی و بی نظمی نبود. . .

          - فدراسیون صفایی نامه ای به فیفا می فرستد که پول صعود به جام جهانی را به حسابشان واریز کند. اما فیفا در مقام پاسخ مدعیست این پول قبلاً در موعد مقرر واریز شده، پس از پیگیری های فراوان و مکاتبات مختلف مشخص می شود که شماره حساب واریزی، حساب شخصی فردی ساکن دوبی است که بصورت اتفاقی از دوستان نزدیک داریوش خان نیز هست که رابطه نزدیکی با فوتبال و سفرهای خارجی دارد!

          - در دوران ریاست صفایی فراهانی بر فدراسیون فوتبال این داریوش مصطفوی بود که به تنهایی گروه مخالفان وی را هدایت می کرد. چرا که عامل اصلی حذف خود را هم صفایی می دانست؛ فراهانی فردی بود که با عضویت در هیئت رییسه ی فدراسیون فوتبال به گفته مصطفوی نقش اصلی را در برکناریش ایفا کرد. اختلاف بزرگ این دو نفر این است که مصطفوی را در اوج بی نظمی مجاب به استعفا می کنند و فراهانی در اوج سازماندهی و برنامه ریزی استعفا می دهد تا ارزشهایش را به رخ دیگران بکشد. . .

          - فراهانی: «همیشه سعی می کردم برای سه ماه آینده کارهایم را چک کنم، یعنی ببینم برای سه تا چهار ماه آینده مسائل مان دیده شده یا نه، به همین دلیل اگر بررسی کنید می بینید که هیچ تیم ما برای رفتن به سفر با مشکل روبرو نشد. یا مثلاً مشخص بود در سه ماه آینده کلاس آموزشی در فلان استان باید برگزار کنیم، چه کسی مسئول است چه زمانی باید بروند و یا شرکت کنندگان چه زمانی باید انتخاب شوند و همه را به تقویم تبدیل می کردم تا قابلیت انجام داشته باشد.»

          - سازمان بازرسی در اوج دوران فشار به فدراسیون آمد تا مو را از ماست بکشد و ناگفته پیداست در آنزمان خط فکری سازمان بازرسی و فدراسیونی که صفایی بر آن ریاست می کرد در دو جناح مختلف بود اما آنها هر چه بیشتر جلو رفتند به مدرکی دست نیافتند و در پایان کار هم نامه ای بلند نوشتند که ما به پاکی این تشکیلات تابحال ندیده بودیم.

          - در جلسه ابتدایی لیگ حرفه ای قبل از راه اندازی، جلسه ای با مدیران و هیئت های برتر برگزار شد و صفایی در مورد بحث اقتصادی صحبتهای فراوانی کرد، او توانسته بود در سال اول 37 میلیون تومان به فوتبال بیاورد که رقمی کم اما قابل ستایشی در آنزمان بود، در همان جلسه اعلام کرد که برای امسال 300 میلیون اسپانسر قرارست در اختیارمان بگذارد که با توجه به بودجه 200 میلیونی دولتی مبلغ خوبی بنظر می آمد. بحث و جدل ها آغاز شد، در همین حین رییس دفترش وارد اتاق شده و در گوش او چیزی گفت، صفایی مدیری باهوش و فوق العاده جدی است و در همین حین بلند شد و به کرات خوشحالی در صورتش موج می زد، گفت: «من با کسی عهد اخوت نبستم، همه چیز شفاهی است و همین الان خبر دادند که اسپانسر جدیدی 450 میلیون تومان در اختیارمان می گذارد و با اینکه نفر قبلی از دوستانم است، من به بهترین پیشنهاد جواب مثبت می دهم.» او از همین جا پایه های اقتصادی مدیریت موج نو فوتبال را گذاشت و بدین شکل در روز خداحافظی صفایی فراهانی بودجه سالیانه فدراسیون به 3 میلیارد تومان رسید که 200 میلیون بودجه دولتی اصلاً بحساب نمی آمد. او بر سر مسائل مالی بسیار دقیق و سختگیر بود و برخلاف فدراسیون مصطفوی به شفافیت و دقت نظر اهمیت می داد. . .

          فراهانی: «برگشتن من کاملاً موقت است و اصلاً به این ربط ندارد که من دوباره بخواهم در فوتبال داخلی فعالیت کنم. الان هم صرفاً به دلیل ملاقاتی که با بلاتر و بن همام داشتم و آنها گفتند که اگر تو نباشی قطعاً تیمی غیر از داخل می آید، آمدم. من به آنها، تمام کسانی که می توانستند از داخل بیایند را به این دو پیشنهاد دام اما آنها نپذیرفتند و اصرار داشتند که یا من و یا گروهی از خارج بیایند مسئولیت کمیته انتقالی را بر عهده بگیرند. من هم در نهایت دیدم این کمکی است به کشورم. ضمن آنکه دیدم بلحاظ ملی هم جایگاه مناسبی نیست که یا ما محروم بشویم یا بپذیریم که گروهی از بیرون فوتبال ما را هدایت کنند

***

          مطلب خوبیه ولی خوندنش یک مقدار حوصله می خواد. بنابر این اگر حوصله اش رو دارید پیشنهاد می کنم حتماً یه بار به طور کامل از توی سایت پارس فوتبال بخونیدش. چیزهای جالبی دستگیرتون می شه. -هر چند که من سعی کردم بیشتر قسمت های مهم و جالبش رو اینجا کپی کنم.

          برای خوندن همه ی مطلب در سایت پارس فوتبال، اینجا کلیک کنید. 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/11ساعت 2 توسط ice boy 910 |

          اول از همه معذرت می خوام که بیشتر پست های اخیرم جنبه ی انتقادی داره. باور کنید چاره ای ندارم. وقتی سریال اتفاقات تلخ و تصمیمات نادرست مسئولان توی فوتبال تمومی نداره که من نمی تونم از گل و بلبل بنویسم. می تونم؟

          دو روز پیش به طور نیمه کاره، برنامه ی جهانگیر کوثری رو دیدم که قلعه نوعی رو برای بحث کردن به برنامه اش دعوت کرده بود. یکی نیست به این آقای کوثری بگه شما که حافظه ات ضعیفه و مهارت بحث کردن نداری، چرا قلعه نوعی رو به برنامه ات دعوت می کنی تا مردم با دیدن نمایش مظلوم نمایانه ی "ژنرال"، بیش تر از قبل دچار سردرگمی بشن؟

          خلاصه با دیدن این برنامه به این نتیجه رسیدم که ژنرال یک تخصص ویژه هم داره و اون وارونه جلوه دادن حقایقه. ولی آخرش هم من نفهمیدم وقتی قلعه نوعی گفت: "همه ی کارشناس ها بابت بازی ها خوب تیم ملی از من تشکر کردند."!!! منظورش کدوم کارشناس ها بود؟ شما فکر می کنید اون موقع که "امیر" می گفت کارشناس ها به من گفتند :"تیمت به لحاظ تاکتیکی عالی بود."!!! به کدوم کارشناس ها اشاره می کرد؟ اگر می دونید به منم بگید.

          البته من به شخصه فکر می کنم تیم ملی زیاد هم بدون تاکتیک نبود. میانگین پاس های متوالی ملی پوشان رو در چهار بازی جام ملتها که بشمریم، بازی ها رو که با دقت نگاه کنیم، می بینیم که تاکتیک تیم ما از دست دادن توپ، پرهیز از پاسکاری و عدم پرس بازیکنان حریف بوده!!!

          بله، ژنرال از هر دری که حرف زد یا سعی کرد حقیقت رو وارونه جلوه بده و یا پای یکی از مدیرا و مربی ها و بازیکنای سابق تیم ملّی و یا تیم های دیگه رو کشید وسط و ایراداتشون رو یادآوری کرد تا به ما یادآوری کنه که نفرات قبلی هم توی کارشون اشکالاتی داشتن . -چه کشف مهمّی-          

          بهش گفتند: چرا ترکیب و سیستم تیم رو بارها تغییر دادی؟

          گفت: کره هم در بازی با عراق، نسبت به بازی با ما فلان تعداد تغییر داشت.

          ازش پرسیدند: چرا خطیبی رو با اصرار بی مورد توی ترکیب چپوندی؟

          فرمود: خطیبی یکی از تأثیر گذارترین بازیکنان ما در این جام بود!!!

          ما که توی کلّ بازی ها از خطیبی چیزی به جز لو دادن مکرر توپ ها و تنها یک استارت نیمه کاره ندیدیم. تازه ایشون در روزهای اوجش توی سپاهان هم کاری نمی کرد به جز تکروی بیش از حد و به هم زدن تاکتیک و نظم تیم. البته شاید من هم با خطیبی مشکل شخصی دارم. -مثل مسعود مرادی- ولی باید بگم که این بازیکن به خاطر گلهاش به پرسپولیس و استقلال و البته لجبازی کارشناس نماها با برانکو، معروف شد و بیخودی گنده اش کردند. یادش بخیر قبل از جام ملتها گفته بود: "اگر به جای برانکو یک ایرانی روی نیمکت تیم ملی بود، به پرتغال گل می زدم." البته همونطور که خودتون میدونید این ورّاجی ها در فوتبال ما مرسومه. کما اینکه که عنایتی گفته بود: "جنازه ی من هم اگر در جام جهانی بازی می کرد، گل می زد."*

          مسأله ی اعصاب خردکن دیگه این بود که قلعه نوعی برای منحرف کردن اذهان مردم مسیر بحث رو کشوند به بازیهای سال ۲۰۰۰ در لبنان. -کوثری هم بر و بر نگاهش می کرد تا هر چرندی که دلش می خواد در باره ی صفایی فراهانی بگه.-

          معلوم نبود که ژنرال! با گفتن این که: «در زمان صفایی فراهانی یک بازیکن توی هتل به مربیا فحاشی کرده و بعد مربیا فیکسش کردن.» چیو می خواست ثابت کنه؟ والا تا اون جایی که ما یادمونه در تیم قلعه نوعی که هشتصد تا بزرگتر و فسیل موسفید توش حضور داشتند، هر بازیکنی ساز خودش رو می زد.

          - اعتراض هاشمیان به تعویضش توی بازی با ازبکستان

          - مصاحبه ی کعبی در واکنش به نیمکت نشینیش که توی اون مصاحبه، حسابی از خجالت ژنرال دراومد.* جالب این که بلافاصله بعد از اون مصاحبه و در بازی دوم مقابل چین، به ترکیب اصلی بازگشت. -به این می گن مبارزه با بازیکن سالاری!! -

          - درگیری صادقی با قلعه نوعی در تمرینات که با استناد به تصاویر ارسالی، بعدش یک حال اساسی هم به بطری های کنار زمین داده بود.-*

          تازه همه ی این اتفاقات فقط مال یک تورنمنت بوده. -جالبه که آقای کوثری توی برنامه اش می گفت: «این تیم به لحاظ اردویی بهترین تیم سالیان اخیر بوده!!! و اصلاْ در تیم جنجال و درگیری بازیکنان وجود نداشه!!!»-

          در تیمی که طبق قانون خرد جمعی شونصد تا مربّی و آنالیزور و البته از همه مهم تر روانشناس رو با خودش داشته، که مطمئنّآ یکی از یکی هیچ کاره تر بودند، اونهایی هم که اختیار داشتن حتمآ کارشون رو بلد نبودن که این طوری شد.

          من نوعی از باخت مقابل کره ناراحت نیستم. برد و باخت جزئی از فوتباله امّا بالأخره به جز نتیجه، باید چیزی برای دلخوشیمون باشه یا نه؟ منظورم اینه که باید به چی ببالیم وقتی تیم ملّی نتیجه رو می بازه، سطح بازیش هم افتضاحه و اخلاق هم که ...؟

          فکر می کنید اگر روانشناس نداشتیم چندتا درگیری دیگه ایجاد می شد؟ یا مثلاً استرسی که سرمربی تیم با پرت کردن بطری و اخراج خودش به بازیکنا منتقل کرد، حاصل کار روانشناس بوده؟ پس دیگه اگر توی تیم روانشناس نبود. . .

          تازه، شانس آوردیم که  کریمی برای جبران حماقت های جام جهانی، آروم شده بود و سعی در آروم کردن جوّ اردو داشت و به قول روزنامه ی خبرورزشی: قبل بازی با کره، جلوی کعبی رو گرفت تا نذاره علنآ به مربی ها اعتراض کنه.

           حالا به چرندیات ژنرال درباره ی مصطفوی توجه کنید: «آقای مصطفوی تیم رو به جام جهانی برد ولی مسئولان وقت با حمایت شخص رئیس جمهور، در اقدامی که در اون "روح فوتبال" نادیده گرفته شده بود، صفایی فراهانی رو جانشین مصطفوی کردندالبته بنده ی خدا حق داره از مصطفوی حمایت کنه. کی به جز مصطفوی می تونست این طوری مردم رو فریب بده؟

          داریوش خان روزهای اول گفت: «میخوام اسکولاری و پکرمن رو به ایران بیارم.» حتّی به روزنامه ها گفته بود: «شخصاْ دو بار با پکرمن مذاکره کرده ام و او به خاطر یهودی بودنش نمی تونه به ایران بیاد.!!!» (از کی تا حالا یهودیا تو کشور ایران امنیت ندارن؟ ) خلاصه این طوری شد که یکدفعه اسکولاری و پکرمن، تبدیل شدند به خردجمعی و مایلی کهن و قلعه نوعی!!! -یک مقدار فکر کنید ببنید از سال ۱۹۹۶ به بعد کدوم تیمی زیر دست مایلی کهن، غیر از باخت و تحقیر و بازی های مفتضحانه، نتیجه ی دیگری گرفته؟ شهرداری تبریز؟ سایپا؟ پیکان؟ تیم امید؟ فولاد؟-

          من می خوام نظر ژنرال رو در مورد "نظم اداری" و "روح قانون" بدونم . یعنی همون چیزهایی که بارها توی فدراسیون مصطفوی لگد مال شدند. دوستان، خواهشاْ برای چند لحظه به کارهای بی منطق فدراسیون مصطفوی فکر کنید. قضاوتش با خودتون!

          - هر کدوم از دو تیم پرسپولیس و استقلال به علّت فحاشی طرفدارانشون به داور توسط کمیته ی انضباطی از یک بازی خانگی محروم می شن. امّا حکم به بهونه ی عید فطر نیم ساعت پس از صدور، لغو می شه! مصطفوی هم داره سر و دست می شکنه که به عنوان اولین نفر این خبر رو به تلویزیون بده تا هوادارا بیش از پیش دوستش داشته باشن و به خاطر این بی قانونی براش هورا بکشن!!

          به یاد بیارید تغییر نام لیگ برتر به "جام خلیج فارس" رو که یکی دیگر از اقدامات داریوش خان بود در راستای محکم کردن جای پای خویش و البته چاپلوسی نزد مسئولان.

          احتمالاً آقای مصطفوی فکر می کردن لیگ ما یک لیگ منطقه اییه که این نام رو روش گذاشتن. این کار همون قدر مسخره است که ازمون بخوان به جام جهانی بگیم: "جام جزایر اسکاندیناوی" یا مثلآ "جام دریای مدیترانه"!

          نخیر،مصطفوی یک آدم نون به نرخ روز خوره. ژنرال محبوب! نمی تونی مردم رو فریب بدی. حداقل من با این وبلاگ لعنتیم سعی می کنم که نذارم این کارو بکنی. من دوست دارم به مردم یادآوری کنم که بی نظم ترین لیگمون -لیگ ۱۳۷۶- زمان مصطفوی برگزار شد. لیگ حرفه ایمون رو صفایی فراهانی راه انداخت. مهندس فراهانی همون کسیه که پای بلازوویچ رو به کشورمون باز کرد تا تیم ملّی که تا اون موقع منتخب بازیکنان پرسپولیس و استقلال بود، تبدیل بشه به یه تیم ملی واقعی که بازیکن های سایر تیم ها هم بتونن توش بازی کنن. و بلازوویچ همون کسی بود که اولین بار به نکونام و کعبی جوان و میرزاپور و رحمان رضایی اعتماد کرد و ثمره ی اون اعتماد رو کعبی با بازیهای درخشانش در جام جهانی و نکونام و رضایی با درخشش در تیم ملّی و لیگ های اروپایی بهمون نشون دادن. -لطفآ اشتباه رحمان در مقابل ازبکستان را به رخم نکشید. هر بازیکنی مرتکب اشتباه می شه ولی ساختار تیمهاست که برنده و بازنده رو تعیین می کنه.-

          بله، با دستیار بلازوویچ -برانکو- بود که تونستیم بهترین نتایج تاریخ فوتبالمون رو بگیریم و بعد از قهرمانی در پوسان و فتح جام بین قارّه ای آسیا-اقیانوسیه و سومی در جام ملتها به جام جهانی بریم.

          من هنوز فراموش نکردم زمانی رو که به خاطر حماقت دادکان در انتخاب شاهرخی به عنوان سرمربّی تیم ملّی، جلوی عراق و بلاروس تحقیر شدیم و بعد دادکان تحت فشار افکار عمومی، مجبور شد که راه عاقلانه ی مهندس فراهانی رو ادامه بده و هدایت تیم رو به دست برانکو بسپره.

          و در آخر می خوام بهتون یادآوری کنم که در تمام مدّت مربّیگری برانکو -که انتخاب فراهانی بود.- تعداد کل باخت های ما در بازی های رسمی به پنج هم نرسید و غیر از اون ها هر چی که به ذهنم می رسه برد و افتخاره! دوست دارم همتون بدونید که با برانکو سه بار در میادین رسمی با ژاپن بازی کردیم که حاصلش یک برد و یک باخت و یک مساوی بود. کره رو هم در جام ملتهای 2004 چین، 3-4 بردیم* و نیاز چندانی به یادآوری نیست که اون کره چه تیمی بود و کره ای که این دوره بهش باختیم چه تیمی؟ بنابراین برانکو تنها گناهش این بود که نمی تونست مثل مایلی کهن و حجازی* و حتّی فیروز کریمی برامون "شو" اجرا کنه و هر چند وقت یک بار بیاد حرفهای جنجالی بی سروته بزنه.


          * پ.ن1: بعد از جام ملّتها یکی از خبرنگاران به عنایتی گفته بود: چند تا از بازیکن ها گفتن که می خوایم پشت پرده ی تیم ملی رو افشا کنیم. عنایتی هم به خبرنگاره می گه "مگه من بعد از جام جهانی نگفته بودم پشت پرده ی تیم ملّی رو افشا می کنم؟ پس چرا نکردم؟ چون اصلاً پشت پرده ای در کار نبود. در فوتبال ما هر کس که نیمکت نشین می شه می گه همه چیز رو به خبرنگارا می گم در حالی که اصلاً چیزی واسه ی افشا کردن وجود نداره." آقا رضا به نکته ی جالبی اشاره کرده.

          *پ.ن2: مصاحبه ی کعبی علیه قلعه نوعی فردای بازی با ازبکستان توی چند تا از روزنامه ها چاپ شد که من متن مصاحبه رو به نقل از "ایران ورزشی" توی کامپیوتر منزل دارم. اگر کسی خواست، حتماً بگه تا براش بفرستم.

          *پ.ن3: عکس های ماجرای اخراج صادقی رو هم با چشم های خودم توی اینترنت دیدم و بعید می دونم کسی اونقدر بی کار بوده باشه که بشینه با فتو شاپ این عکس ها رو درست کنه.

          *پ.ن4 : خدا رو شکر، دو تا خبر خوشحال کننده درباره ی آقای حجازی و استقلال شنیدم. یکی این که حجازی موقّتاً طراحی تمرینات رو به طور کامل به مرفاوی سپرده. و خبر دیگه این که کمیته ی آموزش فدراسیون فوتبال ایشون رو به شرکت در کلاس های مربّیگری B آسیا دعوت کرده و ایشون هم گفته که با کمال میل شرکت می کنم. آُفرین آقای حجازی! لطفآ به همکارانتون هم بگید که یاد گرفتن جرم نیست.

          *پ.ن 5: برد 3-4 تیم برانکو مقابل کره در حالی بود که قبل از بازی دو تا از مدافعان اصلی تیم -بداوی و رحمان- از حضور در ادامه ی تورنمنت محروم شده بودند و کادرفنّی مقابل کره تقی پور رو فیکس کرد و به ناچار سیستم رو به ۱-۲-۴-۳ تغییر داد. بعد از اون بازی هم مسئولان AFC در اقدامی غیرمنطقی و با یک تأخیر چند ماهه تقی پور رو یک سال از حضور در بازی های بین المللی محروم کردند. به دلیل این که ماه ها قبل از جام ملّتها، در یکی از بازی های خارجی ذوب آهن، با داور درگیر شده بود!!! یعنی مسئولان AFC !!! و این گونه شد که تیم ایران در جریان برگزاری رقابت ها سه مدافعش رو از دست داد. اما همچنان با قدرت به کار خودش ادامه داد و بالأخره در نیمه نهایی، در ضربات پنالتی به چین ِ میزبان باختیم. حالا قلعه نوعی در توجیه ناکامی تیمش می گه: «ما پنج تا از بازیکنای جام جهانی رو در اختیار نداشتیم.» در حالی که تیم برانکو در بازیهای چین سه تا از مدافعان اصلیش رو در میانه ی تورنمنت از دست داد و مسلماْ این خیلی بیشتر به یک تیم ضربه می زنه تا این که خود مربی دلش نخواد چند تا از بازیکنهای جام جهانی رو دعوت کنه یا این که دو، سه بازیکن تیم از فوتبال خداحافظی کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/08ساعت 20 توسط ice boy 910 |

 
         
         به یکدیگر عشق بورزید امّا عشق را به بند نکشانید. بگذارید میان با هم بودنتان فضا و فاصله ای باشد. با یکدیگر بخوانید و برقصید و شادمان باشید امّا بگذارید هر یک از شما تنها باشد.
         
          در کنار هم بمانید امّا نه چسبیده به هم.
                                                                                                       جبران خلیل جبران 
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/08ساعت 13 توسط ice boy 910 |

          1- با این که فصل پیش کمبود مدافع داشتیم، معلوم نیست این آقای کاشانی روی چه حسابی حاجی زاده و ساها و الونگ و جبان رو از دست داده؟ تازه شیث هم داشت می رفت آلمان و شانس آوردیم که اونجا نخواستنش و خودش برگشت پرسپولیس.

          2- ماجرای قطبی سناریوی این آقایون بود برای سرمربی کردن استیلی. هر چند من احتمال می دم که تحت فشار افکار عمومی مجبور بشن امسال بر خلاف میل باطنیشون قطبی رو به عنوان نفر اول کادر فنی بیارن.اما در غیر این صورت احتمالاً کاشانی همون طور که از معدنچی و کعبی انتظار داشت برای خوشگلی چشم و ابروی ایشون، بیان و بابت ترانسفرشون به پرسپولیس سهم بدن، الان هم با دست روی دست گذاشتن و بعد ازپشیمونی قریب الوقوع قطبی می گه: "آقای قطبی این رسم جوانمردی نبود! شما باید با ما تماس می گرفتی و می گفتی: تو رو خدا بیاید با من قرارداد ببندید."

          3- همین کادر فنی ای هم که استیلی جمع کرده می تونه امسال پرسپولیس رو قهرمان کنه. مرزبان بالاترین لیسانس بین المللی مربیگری رو داره و من مطمئنم که با نصف این مدرک هم می شه تو لیگ برتر ما آقایی کرد. چون سطح لیگ برتر و البته مربیان داخلی اونقدر پایینه که مثلآ آدم کوچیکی مثل قلعه نوعی می تونه سه سال تموم با تیمش تو لیگ، عرض اندام کنه؛ در حالی که دیدیم توی یک تورنمنت بین المللی هیچ حرفی واسه گفتن نداشت و تیمش از چند پاسکاری ساده هم ناتوان بود . به نظر من مربیانی مثل برانکو و بوناچیچ و دنیزلی، توی فوتبال امروز اروپا حرفی برای گفتن ندارند ولی متاسفانه بیشترِ مربیان وطنی، اونقدر ضعیف هستن که مجبوریم متوسط های اروپایی رو به داخلی ها ترجیح بدیم. و می بینیم که برانکوی متوسط و درجه سه، طبق آمار و ارقام بهترین نتایج تاریخ فوتبالمون رو به دست آورده.


          پ.ن: تقسیم بندی مربیان به دو دسته ی داخلی و خارجی برای قضاوت در مورد کارشون، اصلآ کار درستی نیست. چون بین داخلی ها استثناهایی مثل ذوالفقارنسب و جلالی وجود دارن که شخصیت و علم سرمربیگری در تیم ملی رو دارند. و البته بین خارجی ها هم مربی های ضعیفی حضور دارند. اصلاً مگه می شه بین هزاران مربی خارجی، یک دونه مربی ضعیف هم پیدا نشه؟ اما به طور کلی خارجی هایی که تا الآن به کشورمون اومدن خدمات زیادی به فوتبالمون کردند و کارنامه اشون از داخلی ها -به جز ذوالفقارنسب و جلالی و فیروز کریمی- خیلی روشن تره. تازه اکثر اونهایی هم که از نظر نتیجه گیری ظاهراً ضعیف بودن، کسانی مثل یسیچ و و رولند کخ اند که به لحاظ فنی در سطی بالاتر از مربیان هم وطنانمون بودند ولی به علت عدم تطبیق پذیری با مافیای بیرون زمین، کلّه پا شدن.

+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 17 توسط ice boy 910 |

          زندگی هنر نقاشی كردن است بدون استفاده از پاك كن. سعی كن طوری زندگی كنی كه وقتی به گذشته بر می گردی نیازی به پاك كن نداشته باشی.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 21 توسط ice boy 910