تبليغاتX
MY WAY

          نیمه ی دوم بد بودیم اما به نظر من بازنده ی اصلی نیکبخت بود. بعد از ۸۰ مین اضافه کاری و پیاده روی توی زمین، تازه آقا به تعویضش اعتراضم می کنه!! برو گم شو چاقال! برو پیش شیث و مامانی...

+ نوشته شده در جمعه 1387/07/12ساعت 19 توسط ice boy 910 |

          دیشب مسابقه ی اس ام اس برنامه ی ۹۰ كاملآ عجيب و متفاوت بود. مي خوام بدونم غير از خودم كسي اين تفاوت رو حس كرد يا نه؟


          پ.ن ۱: سؤال مسابقه:‌ آيا با انتخاب آرتور ‍ژرژ به عنوان سرمربي تيم ملي موافقيد يا خير؟

          پ.ن ۲: نمودار نتيجه ي مسابقه -يعني پاسخ مردم به سؤال- در طول برنامه هرگز نشان داده نشد.

          پ.ن۳ : در ثانيه هاي پاياني برنامه عادل براي اولّين و آخرين بار اعلام كرد: "۶۳٪ بينندگان با انتخاب آرتور ژرژ به عنوان سرمربي تيم ملي موافق هستند و ۳۷٪ هم مخالفند." بعد به حاج رضايي نگاه معناداري كرد و بعد هم چشمش رفت به پشت صحنه، سپس با كمي لكنت و لحني سرشار از ماستماليزيشن گفت: ببخشيد نتيجه كاملآ بر عكسه اون چيزيه كه من گفتم يعني ۶۳٪ مخالفند و ۳۷٪ موافق.

          پ.ن ۴: سازمان تربيت بدني با انتخاب سرمربي از سوي كميته ي انتقال مخالف است و در نتيجه آرتور ژرژ را هم نمي خواهد.

          پ.ن ۵: عادل با برنامه ي هفته ي گذشته اش اعتراض علي آبادي و طرفداران دولت را برانگيخت و باعث شد فشارهايي بر سازمان صدا و سيما وارد شود.

          پ.ن ۶: ‌پيدا كنيد پرتقال فروش را.

          پ.ن ۷: شاید هم عادل واقعآ یادش رفته بود مثل هفته های پیش هشتصد و شصت و چهار هزار بار آمار و نتیجه ی مسابقه رو اعلام کنه، آخرِ برنامه هم به دلیل ضیق وقت بنده ی خدا هول شده و اشتباهآ نتیجه رو برعکس اعلام کرده. پرش های تصویر هم در لحظه ی نمایش نمودار -که عملآ دیدن نتیجه رو غیرممکن کرد و باعث قطعی پخش نمودار شد - اتفاقی بوده. من هم بیخودی به این جریان گیر داده ام. به همین سادگی

          پ.ن ۸: من اصلآ با مسابقه ي اس ام اس حال نمي كنم و معتقدم كلّـآ بايد از برنامه حذف بشه.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/11ساعت 18 توسط ice boy 910 |

            روز گذشته علی کفاشیان و شاهرخ شهنازی دو کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال، در رسانه ها اعلام کردند: "ما از اعضای کمیته ی انتقالی می خواهیم سرمربی تیم ملی را انتخاب نکنند و بگذارند رئیس آینده ی فدراسیون پس از برگزاری انتخابات -یعنی ۱۹ دی- برای سرمربی تیم ملی تصمیم بگیرد."
          اگر یادتان باشد مهندس فراهانی در آن ۹۰ کذایی اعلام نمود: "سازمان پس از منتفي شدن حضور علي‌آبادي در انتخابات صريحا اعلام كرده كه ديگر انتخاب سرمربي براي آنان اولويت ندارد"!!
 
                   متآسفانه مسئولان و نمایندگان سازمان تربیت بدنی حالا که دیدند دستشان برای مردم رو شده و دیگر خودشان نمی توانند در راه انتخاب سرمربّی تیم ملّی کارشکنی کنند، این بار از طریق کاندیداها وارد عمل شده اند. لازم به ذکر است آقای شهنازی است که جمعه ی گذشته در برنامه ی ورزش و مردم اعلام کرد: در صورت پیروزی در انتخابات به خود اجازه ی هیچ گونه مخالفت با سازمان را نمی دهم!!!
 
           فوتبال ما یک و نیم سال بدون رئیس بود تا اساسنامه ی فدراسیونش اصلاح شود و در اساسنامه ی جدید اجازه ی دخالت از دولت سلب شود. امّا حالا مهندس علی آبادی نمایندگانش را با دستور مستقیم به انتخابات می فرستد! در مرحله ی اول هم که آقای آجورلو کاندید ریاست فدراسیون شده بود، دوازده نفر از نامزدهای حضور در هیأت رئیسه ی فدراسیون با دستور مستقیم علی آبادی استعفا دادند!! که این اقدام آنها باعث شد انتخابات -که قرار بود ۲۳ مهر برگزار شود- به تعویق بیفتد.
 
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/10ساعت 14 توسط ice boy 910 |

          بازتاب طولانی ترین "۹۰" تاریخ در سایت ها و وبلاگ ها:

          (برای خواندن مطالب به طورکامل، روی لینکی که در ابتدای هر خلاصه گذاشته شده کلیک کنید):

          ۱- سانسور بي‌سابقه برنامه نود در شبكه جام جم جمهوري اسلامي! (وبلاگ فراکافت): ساعاتي پيش، شبكه جام جم 1 جمهوري اسلامي، تكرار برنامه جنجالي 90 را به صورتي مثله شده و با حذف كامل بخشي كه صفايي فراهاني حضور داشت، روي آنتن برد تا ثابت كند تهديد صبح امروز علي‌آبادي كاملاً جدي بوده و عادل فردوسي‌پور، مي‌رود كه برود وردست فرزاد حسني شود!...

         ۲- مناظره فراهاني و نمايندگان سازمان ورزش (خبرگزاری فوتبال ایران): اميرحاج‌رضايي: بحث برنده و بازنده بودن مهم نيست ولي بايد بگويم كه صفايي‌فراهاني يك مدير مقتدر است و در اين برنامه دو مسئول سازمان نتوانستند او را عصباني كنند...

          ...حاج‌رضايي تاكيد كرد: صحبت‌هاي صفايي‌فراهاني بيشتر به دلم نشست. او صادق‌تر بود و به هيچ‌عنوان توهين نكرد. درضمن بايد از مسئولان سيما تشكر كنم چون در اين مدت هيچ‌گونه فرصتي به فراهاني داده نشده بود و بيشتر مخالفان او در تلويزيون صحبت مي‌كردند. صفايي‌فراهاني در برنامه 90 بيشتر با مدرك صحبت كرد و به هيچ‌عنوان الفاظ توهين‌آميز به كار نبرد.

          ۳- صفایی فراهانی، خاتمی فوتبال (وبلاگ دیده بان): اگر فدراسیون، رییس ندارد و انتخاباتش به تعویق افتاده، دستور رییس سازمان و عهدشکنی مسئولان سازمان است که موجب این شده است. اگر تیم ملی، بلاتکلیف و فاقد سرمربی است، تعلل و بی‌میلی کیومرث هاشمی، معاون علی‌آبادی مسئول است و اوست که باید پاسخگو باشد... 

        ۴- دوئل داغ صفايي فراهاني و تربيت بدني در نيمه شب (سایت تابناک: www.tabnak.ir): كيومرث‌ هاشمي با تأكيد بسيار گفت، امكان ندارد نامه‌اي را به فيفا فرستاده باشد و همه مكاتبات با فيفا با امضاي صفايي صورت گرفته است، اما بلافاصله پس از اين ادعا، صفايي نامه‌اي را نشان داد كه با امضاي ‌هاشمي به فیفا ارسال شده...

         ۵- تهدید به اخراج فردوسی‌پور؟! (سایت آفتاب: www.aftabnews.ir): شنیده می‌شود که برخی مقامات ارشد دولتی که از حضور صفایی فراهانی در برنامه 90 و مباحث مطرح شده از جانب وی، عصبانی هستند و از سوی دیگر «عادل فردوسی‌پور» را مقصر اصلی این مسئله می‌دانند، طی دیشب و امروز برخی فشارها را بر روی سازمان صداوسیما آغاز و انتقادات بسیاری را نسبت به عملکرد فردوسی‌پور مطرح کرده‌اند. این مقامات تهدید کرده‌اند که تمام تلاش خود را برای برکناری فردوسی‌پور به علت آنچه آنها «ضربه به منافع ملی»! می‌دانند، انجام می‌دهند...

          ۶- گزارش دوئل صفايي فراهاني و تربيت بدني در 90 (سایت نواندیش: www.noandish.com): صفایی فراهانی: "مخالفان کمیته انتقالی همواره با به کار بردن عبارت «نماینده فیفا» سعی در تخریب ما دارند؛ در حالی که ما، اول ایرانی هستیم و بعد نماینده فیفا و در همه موارد هم، منافع ملی را بر خواست فیفا ترجیح داده ایم. وگرنه، همان روز اول ایمیل می زدیم که رییس سازمان تربیت بدنی به شکل غیرقانونی وارد انتخابات شده است."...

       ۷- میدان تگزاس (وبلاگ توهم نامه): بطور خلاصه، صفایی فراهانی به شکل جالبی برای تمام سوالات گروه مقابل، یک جواب کاملاً منطقی و براساس آمار و مستندات داشت. هاشمی رو راحت ضربه فنی کرد و آخوندی رو هم که به نظر می‌رسید از دیپلمات‎های بلندپایه‌ی رییس‌جمهور باشه، ناکام گذاشت.

        نکته‌ی دیگه، تکه فیلم‌هایی بود که فردوسی‌پور در میانه‌ی صحبت‌های صفایی ،تکه فیلم هایی گذاشت که توسط باشگاه خبرنگارن جوان فیلمبرداری شده بودند؛ فیلم‌هایی که به نظر می‌رسید به نوعی سفارشی شبکه باشه و در جهت تخریب کمیته و خود صفایی گرفته شده...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/05ساعت 17 توسط ice boy 910 |

سلام! مطلب "آنچه که در مورد صفایی فراهانی هرگز نخوانده اید" که توی پیوندهای روزانه ی وبلاگ گذاشتم، مطلب جالبیه که پیشنهاد می کنم اگر اهل فوتبال هستید، حتمآ بخونیدش.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت 17 توسط ice boy 910 |

          امشب با یکی از دوستان خوب استقلالیم برای تماشای بازی استقلال - سایپا به ورزشگاه آزادی رفتم و از اونجایی که علی دایی رو به عنوان با اراده ترین و یکی از حرفه ای ترین ورزشکاران ایران قبول دارم حاضر شدم مشقّت نشستن و سکوت کردن میان چندین هزار استقلالی رو به جون بخرم!

         نیمه ی اول که بازی زیاد خوب نبود ولی نیمه ی دوم سایپا به خودش اومد و فوتبالی رو به نمایش گذاشت که از نیمه ی اولش بهتر و زیباتر بود. استقلال هم که تیم نیست و فقط بی محابا حمله می کنه؛ تیم حجازی اصلا حسابگر نیست. به عبارت ساده تر باید بگم که استقلال امسال حجازی یک تیم تهاجمیه که زیاد "تیم" نیست.

         امروز چند هوادار کم صبر آبی چندین بار به حجازی فحاشی کردن. با گذشت چند هفته از بازیهای لیگ حجازی دیگه اون حجازی کاریزماتیک نیست و محبوبیتش به مرور زمان رنگ می بازه. یعنی مشابه اون جریانی که برای پروین اتفاق افتاد.

         به راستی چرا بزرگان ما دستی دستی خودشون رو خراب می کنند؟ آیا حتمآ باید حجازی هم با شعار "حجازی حیا کن" مربیگری رو کنار بگذاره؟ من یک پرسپولیسی هستم. اما آقای حجازی رو دوست دارم. چون منشش با پروین و قلعه نوعی فرق داره. اما هیچکدوم این ها تضمینی برای این نمی شه که ایشون تا ابد بتونه استقلال رو توی آسیا فینالیست کنه.

         من معتقدم افرادی مثل حجازی و پروین و مایلی کهن که برای مربی شدن زحمت زیادی نکشیدن تا چند سال بعد از خداحافظی با مستطیل سبز می تونن نتیجه بگیرند؛ چون تغییرات فوتبال بعد از یک دهه ملموس و محسوس می شه. به عبارت ساده تر باید بگم بازیکنان بزرگ و ملی پوش وقتی از فوتبال کنره گیری می کنند، شاید بلافاصله بعد از خداحافظی بتونن نتایج خوبی بگیرن و موفق باشند. اما عمر این موفقیتها طولانی نیست. چرا که با گذشت ده پانزده سال از خداحافظی یک فوتبالیست، فوتبال پیشرفت های زیادی می کنه و اون وقته که اون مربی موفق که قبلا بازیکن بزرگی هم بوده، باید کناره گیری کنه. مگر این که همواره در جستجوی دانش روز مونده باشه.

          مرفاوی ها و دایی ها و خدادادها شاید تا چند فصل دیگه بتونن نتایج خوبی بگیرن. اما به زودی و با گذشت چند فصل به سرنوشت حجازی و مایلی کهن و پروین دچار می شن. مگر اینگه خلافش ثابت بشه و اونها به دنبال پیگیری پیشرفتهای فوتبال هم برن تا عمر مربیگریشون طولانی بشه. در غیر این صورت باید خیلی زود از مربیگری هم خداحافظی کنند تا همون آدم محبوب و بزرگ باقی بمونند. یعنی راهی که یکن بائر رفت و با قهرمان کردن تیم ملی آلمان حالا به عنوان بالاترین مقام رسمی بایرن مونیخ همچنان محبوب و با ابهته. مسلما "قیصر" هم می تونست چند فصل دیگه به مربیگری ادامه بده و شاید چند جام دیگر رو هم به ویترین افتخارات خودش اضافه کنه. اما این ریسک رو نکرد تا همچنان آقای فوتبال آلمان باشه.

+ نوشته شده در شنبه 1386/06/24ساعت 0 توسط ice boy 910 |

 

          از حبیب کاشانی و حربه های کثیفی که برای مدیر شدن به کار برد اصلاْ خوشم نمیاد، امّا یک بار دیگه تأکید می کنم که امسال کادر فنی پرسپولیس خیلی خوب بسته شده. -هر چند در مورد خرید و فروش های اشتباه آقای مدیر، کلی حرف دارم-

          امروز و در هفته ی سوم لیگ، پرسپولیس نشون داد که نسبت به بازی با نفت و به لحاظ ساختار تیمی،خیلی پیشرفت کرده. این تیم درست نقطه ی مقابل پارسالش شده. در پرسپولیس ِ دنیزلی همه در کارهای هجومی شرکت می کردند و تیم، حسابگر و نتیجه گرا نبود؛ اما فوتبالش واقعاً جذاب بود. دنیزلی فقط در بازی های مهمی مثل فینال جام حذفی مقابل سپاهان و یا بازی با استقلال، سعی می کرد یک مقدار محتاط و حسابگر باشه. امّا قطبی نشون داده که نتیجه گراست و اول از همه به سازمان تیمی یا به قول خودش organization اهمیت می ده. یعنی قطبی در پرسپولیس همون برنامه ای رو اجرا می کنه که در جام ملتهای 2007 و به همراه پیم وربیک، در تیم کره اجرا کرده بودند و دیدیم که در اون تورنمنت تیم کره بعد از عربستان، دارای قویترین ساختارِ تیمی بود.

          امسال در پرسپولیس همه توی کارهای دفاعی شرکت می کنند؛ و این همون چیزیه که در تیم های ایرانی خیلی کم دیده شده و اون موارد نادری هم که دیده شدند مربوط به تیم هایی هستند که دکتر ذوالفقارنسب و یا مجید جلالی هدایتشون رو به عهده دارند. دو تن از بهترین مربیان ایرانی که برخلاف سایر همکاران داخلیشون، به نظم تاکتیکی و دفاع تیمی اهمیت زیادی میدهند.

          تنها چیزی که برای من خیلی شگفت آوره اینه که تیم قطبی هلندی و تماشاگرپسند بازی نمی کنه. اما به هر حال باید بپذیریم هر مربی ای اول یک انسانه و مثل همه، تفکرات خودش رو داره.

          امروز در مشهد سیستم پرسپولیس 1-3-2-4 بود که در لحظاتی از بازی و با حضور نیکبخت وخلیلی در خط حمله، سیستم به 2-2-2-4 تبدیل می شد. نصرتی و حیدری مدافعان مرکزی بودند؛ شیث و نوری در چپ و راست این خط، نیم نگاهی هم به حمله داشتند و کادرفنی بهشون اجازه ی نفوذ داده بود. کریم و آشوبی هم هر دو هافبک دفاعی بودند. بادامکی و آقایی به ترتیب از چپ و راست به فورواردها کمک می کردند. اما بین آقایی و بادامکی، هیچ کدام نه کاملاً وسط بود و نه کاملاً در کنار زمین. یعنی وظیفه نوری و شیث فوق العاده سخت بود چون باید علاوه بر شرکت در دفاع و حمله، کناره های خط هافبک رو هم پوشش می دادند.

          راستی! امروز که خداداد برای سومین بار متوالی متحمل باخت شد، من بدجوری یاد انتقادات بی پایه و اساسش از بلازوویچ و برانکو افتادم و واقعاً از ته دلم خوشحال شدم که این آدم ورّاج این طوری تحقیر شد. تماشاگران مشهدی در لحظات پایانی بازی، اکبر میثاقیان رو تشویق کردند. همون مربّی ای که به جرم کسب عنوان بهترین تیم شهرستانی لیگ با ابومسلم، به دلیل حضور خداداد، مجبور به استعفا شد! البته اصلآ چیز جدیدی نبود. آیا شما یکی از تیم های قبلی خداداد رو سراغ دارید که توش بر علیه سرمربّی و مسئولان تیم مصاحبه نکرده باشه و یا تمام تلاشش رو برای کلّه پا کرد مربّیان، انجام نداده باشه؟ البته در این باره دو تا استثنا رو می شه نام برد؛ دنیزلی و فیروز کریمی. دنیزلی خودش اونقدر زرنگ بود که اجازه نده کسی علیهش توطئه کنه. به همین خاطر بی درنگ خداداد رو اخراج کرد. دومین استثنا هم فیروز کریمیه که بدون اخراج خداداد تونست باهاش کنار بیاد. دلیلش هم دیگه کاملاً روشنه. خود فیروز خان خدای حاشیه سازی و سیاهکاریه. بنا بر این دلیلی نداشته که از شاگردش رودست بخوره.

          به هر حال ابومسلم دومین باخت خانگی و سومین باخت فصلش رو متحمل شد. اما من به شخصه از خداداد انتظار ساختن تیم قویتری رو داشتم. مسلماً آدمی که در طول دوران فوتبالش از همه ی مربی هاش ایراد گرفته و با اون ها درگیر شده، باید خیلی بهتر از این ها مربی گری کنه. ضمناً فراموش نکنید میثاقیان در آخرین سالی که فصل رو با ابومسلم به پایان برد، این تیم رو پنجم لیگ کرد. منتظر نتایج خداداد هم خواهیم ماند.

     


    

          پ.ن۱: روز به روز نسبت به صعود معجزه آسای ایران به جام جهانی 98 احساس بدتری پیدا می کنم. صعودی که دو تا از بی لیاقت ترین افراد فوتبال این مملکت رو به عرش رسوند. دو نفری که با اتکا به  تساوی با استرالیا و اون صعود معجزا آسا ، سالیان سال برای خودشون بروبیایی پیدا کردند. خداداد عزیزی و داریوش مصطفوی. البته خداداد در همون جام جهانی 98 فرانسه و با پرت کردن پیراهن تیم ملی به نشانه ی اعتراض به تعویضش، کم ظرفیتی و بی لیاقتی خودش رو نشون داد. امّا خوشبختانه یا بدبختانه، در اون روزها و با دخالتِ به جای سازمان تربیت بدنی، مصطفوی دیگه فرصت خودنمایی و اثبات کوچکی خودش رو پیدا نکرد. هر چند ایشون هم پارسال با مطرح کردن نام پکرمن و اسکولاری در ابتدا و سپس انتخاب قلعه نوعی برای تیم ملی، اون هم به بهانه ی بهره گیری از خرد جمعی ابلهانه ی آقایان، دستش برای خیلی از فوتبالدوستان رو شد.

          به امید روزی که دست داریوش خان برای بقیه ی طرفداران معدودش هم رو بشه و فوتبال این مملکت برای همیشه از شرّ موجودات فوقِ مضر و خطرناکی مثل مصطفوی، مایلی کهن و خداداد راحت بشه.

          پ.ن۲ : حاج محمّد مایلی کهن در مصاحبه با "خبرورزشی" گفته: «به زودی دست خیلی ها را رو می کنم. از جمله افرادی که پای قطبی را به تهران کشاندند.» ایشون عادت داره که هر از چندی به کمک دوستان مطبوعاتیش، مصاحبه می کنه و حرفهای دلنشینش! رو که با ظاهری عدالت جو و حق به جانب مطرح می شه، در بیشتر روزنامه های ورزشی کشور به چاپ می رسونه.

          این دوست عزیز و منتقد بزرگوار که سابقه ی بیچاره کردن تیم های شهرداری تبریز، پیکان٬ سایپا، تیم ملّی امید و  باشگاه فولاد رو در کارنامه ی خفّت بارش داره، باید به جای شرّ و ور گفتن به فکر شرکت در کلاس های مربیگری باشه. مطمئنّاْ با کسب دانش روز و کسب نتایج خوب با تیم های مختلف، خیلی راحت تر می تونه روی جلد مطبوعات بره. و اون وقت دیگه نیازی نیست برای سوژه کردن خودش، دست به افشاگریهایی!!! بزنه که فقط به درد خودش و دوستان خبرنگار ِِ جنجال طلبش می خوره. امّا در صورتی که ایشون خودش هم مثل دیگران به این نتیجه رسیده که در عرصه ی مربّیگری فوتبال هیچ حرفی برای گفتن نداره و مثل خیلی از انسان های دیگه، استعداد درخشش در این عرصه رو نداره، می تونه به فکر شغل بهتری باشه. مطمئنّاْ با انجام این کارها بیش از پیش  از زندگیش لذت خواهد برد.

         پ.ن ۳: این جمله رو چند روز پیش یه جایی خوندم:  "به راحتی می شه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا کرد."

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/07ساعت 22 توسط ice boy 910 |

 

          برکناری -یا شاید هم استعفای- مصطفوی، خیلی به آقای نصیرزاده فشار روحی و روانی وارد کرده. به طوری که خودش رو به درو دیوار میزنه تا چهره ی صفایی فراهانی رو نزد مردم تخریب کنه. سر جریان تعلیق که یکی از علّتهاش سهل انگاری های همیشگی آقای مصطفوی بود*، نصیرزاده می گفت: «این کار فیفا غیرقانونیه و در این مورد تبعیض قائل شده اند.»[!!!]

          در حال حاضر نصیرزاده در روزنامه ی خبرورزشی یک ستون به نام "کلاس داوری" دراختیارشه و چند روز پیش در راستای تخریب چهره ی فراهانی -که رئیس کمیته ی انتقالیه و مسئولیت تنظیم اساسنامه ی جدید فدراسیون رو به عهده داشته- چرندیاتی نوشته که خوندنش به خنده اش می ارزه. -فقط یه مقدار خلاصه اش کردم. امّا اصل مطلب رو دقیقاً نوشتم.-

          عنوان مطلب: "یک باشگاه چند بار رأی میدهد؟"

          و حالا غرض ورزی های هوشنگ خان رو بخونید که روز 14 مرداد 1386 در شماره 2952 روزنامه ی خبرورزشی چاپ شده:

          «اساسنامه ی فدراسیون فوتبال در بسیاری از موارد غیرکارشناسانه تنظیم شده است.

          کمیته ی انتقالی طوری اساسنامه ی فدراسیون فوتبال رو نوشته است که در مجمع یک باشگاه می تواند تا پنج بار حق رأی داشته باشد که خلاف اصول دموکراسی است و به نحو تعجب آوری نیز می گویند مورد تأیید فیفا قرار گرفته است.» [اینجا دیگه هوشنگ خان برای این که حرف خودش رو به خورد مردم بده، فیفا رو هم زیر سؤال می بره! ]

          این هم توجیه هوشنگ خان برای ادّعاش:

          «اگر تیمی عضو لیگ برتر باشد، در جام حذفی هم قهرمان شود و تیم فوتسال بانوان آن نیز به مقام قهرمانی برسد. مربی آن به طور اتوماتیک وار رأی دارد و اگر آقای گل هم از آنها باشد چند بار می تواند در مجمع عمومی رأی بدهد و رئیس فدراسیون را انتخاب کند.»

          [در این قسمت مطلب هم در حالی که صفایی فراهانی رو نشونه رفته، تیر خلاص رو شلّیک می کنه] : «بسیاری از تیم های دسته اول حق رأی ندارن اما یک باشگاه دیگر تا چندبار حق رأی دارد که در نوشتن اساس نامه یک خبط مدیریتی است.» [به ترکیب "خبط مدیریتی" توجه کنید.  

          باید به آقای نصیرزاده گفت: دوست عزیز! به جای این کارها یکباره می اومدی و چند تا فحش آبدار به آقای فراهانی می دادی تا عقده هات خالی بشه دیگه. 

          من واقعآ نمی دونم آقای نصیرزاده ی فوتبالی و غیر سیاسی چرا باید این کارها رو بکنه؟ مگه ایشون خواهان پیشرفت و علمی شدن فوتبال نیست؟ پس چرا اینقدر ناجوانمردانه به آقای فراهانی - که بدون شک یکی از کارآمدترین مدیران فوتبال در ده، پانزده سال گذشته بود- می تازد؟

          در ضمن چند درصد احتمال داره تیمی عضو لیگ برتر باشه و درجام حذفی هم قهرمان بشه و تیم فوتسال بانوان آن هم به مقام قهرمانی برسه و آقای گل هم از اونها باشه؟ تازه در اون صورت هم باید گفت تیمی که این همه موفق بوده، مسلّماً اینها رو با برنامه ریزی کامل و اصولی و تلاش مستمر به دست آورده . حالا می خوام بدونم تیمی که اینقدر بابرنامه و شایسته بوده که در چندین عرصه قهرمان شده حق نداره بیش از تیم های بی برنامه و نامنظّم دیگر که فقط در لیگ ها شرکت می کنند تا اسمشون فراموش نشه، در جریان انتخابات نقش داشته باشه؟


 

         *پ.ن: بی انصافیه که فقط مصطفوی رو در ماجرای تعلیق مقصّر بدونیم. امّا کاملاْ مشخّصه که بخشی از تعلیق هم به کوتاهی و سهل انگاری ایشون در تهیه ی اساسنامه مربوط می شه. چون بعد از ماجرای دادکان که مدّتها فوتبالمون بی رئیس بود، مصطفوی اولین دبیرکل فدراسیون بود که امور اجرایی رو به عهده گرفت و وظیفه داشت فوراً با تشکیل یک مجمع و اتاق فکر، اساسنامه ی جدید رو تدوین و به فیفا ارسال کنه.امّا کو حسّ مسئولیت پذیری. . .

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/21ساعت 16 توسط ice boy 910 |

          چند دقیقه ی پیش توی سایت پارس فوتبال مطلبی رو خوندم با عنوان "آنچه که در مورد صفایی فراهانی هرگز نخوانده اید." که در اون خدمات صفایی فراهانی به فوتبال رو نوشته و در بعضی جاها هم -البته بدون مدرک- اشاراتی کرده به تخلفات بی شمار مصطفوی که در زمان ریاستش توی فدراسیون فوتبال، مرتکب شده.

          مطلب بسیار طولانی بود ولی بعضی از قسمتهای جالبش رو خودم انتخاب کردم و توی این پست براتون گذاشتم:

          - داریوش مصطفوی که در گذشته با افتخاری – نایب رییس موقتی فدراسیون- در گمرک همکار بودند، چنان بلایی بر سر فوتبال آوردند که هیچکس به برنامه ریزی و نظم اهمیتی نمی داد و فوتبال دولتی بی در و پیکرتر از هر زمانی راهش را انتخاب کرد و به جلو می رفت، تنها نکته امیدوارکننده صعود ایران به جام جهانی 98 فرانسه با فرار از جهنم استرالیا بصورت خارق العاده ای بود که بسیاری نام «معجزه» بر آن گزیدند. آنچه که بعنوان میراث مصطفوی برای افراد جدید باقی مانده بود چیزی جز بدهکاری، رابطه بازی، بی قانونی و بی نظمی نبود. . .

          - فدراسیون صفایی نامه ای به فیفا می فرستد که پول صعود به جام جهانی را به حسابشان واریز کند. اما فیفا در مقام پاسخ مدعیست این پول قبلاً در موعد مقرر واریز شده، پس از پیگیری های فراوان و مکاتبات مختلف مشخص می شود که شماره حساب واریزی، حساب شخصی فردی ساکن دوبی است که بصورت اتفاقی از دوستان نزدیک داریوش خان نیز هست که رابطه نزدیکی با فوتبال و سفرهای خارجی دارد!

          - در دوران ریاست صفایی فراهانی بر فدراسیون فوتبال این داریوش مصطفوی بود که به تنهایی گروه مخالفان وی را هدایت می کرد. چرا که عامل اصلی حذف خود را هم صفایی می دانست؛ فراهانی فردی بود که با عضویت در هیئت رییسه ی فدراسیون فوتبال به گفته مصطفوی نقش اصلی را در برکناریش ایفا کرد. اختلاف بزرگ این دو نفر این است که مصطفوی را در اوج بی نظمی مجاب به استعفا می کنند و فراهانی در اوج سازماندهی و برنامه ریزی استعفا می دهد تا ارزشهایش را به رخ دیگران بکشد. . .

          - فراهانی: «همیشه سعی می کردم برای سه ماه آینده کارهایم را چک کنم، یعنی ببینم برای سه تا چهار ماه آینده مسائل مان دیده شده یا نه، به همین دلیل اگر بررسی کنید می بینید که هیچ تیم ما برای رفتن به سفر با مشکل روبرو نشد. یا مثلاً مشخص بود در سه ماه آینده کلاس آموزشی در فلان استان باید برگزار کنیم، چه کسی مسئول است چه زمانی باید بروند و یا شرکت کنندگان چه زمانی باید انتخاب شوند و همه را به تقویم تبدیل می کردم تا قابلیت انجام داشته باشد.»

          - سازمان بازرسی در اوج دوران فشار به فدراسیون آمد تا مو را از ماست بکشد و ناگفته پیداست در آنزمان خط فکری سازمان بازرسی و فدراسیونی که صفایی بر آن ریاست می کرد در دو جناح مختلف بود اما آنها هر چه بیشتر جلو رفتند به مدرکی دست نیافتند و در پایان کار هم نامه ای بلند نوشتند که ما به پاکی این تشکیلات تابحال ندیده بودیم.

          - در جلسه ابتدایی لیگ حرفه ای قبل از راه اندازی، جلسه ای با مدیران و هیئت های برتر برگزار شد و صفایی در مورد بحث اقتصادی صحبتهای فراوانی کرد، او توانسته بود در سال اول 37 میلیون تومان به فوتبال بیاورد که رقمی کم اما قابل ستایشی در آنزمان بود، در همان جلسه اعلام کرد که برای امسال 300 میلیون اسپانسر قرارست در اختیارمان بگذارد که با توجه به بودجه 200 میلیونی دولتی مبلغ خوبی بنظر می آمد. بحث و جدل ها آغاز شد، در همین حین رییس دفترش وارد اتاق شده و در گوش او چیزی گفت، صفایی مدیری باهوش و فوق العاده جدی است و در همین حین بلند شد و به کرات خوشحالی در صورتش موج می زد، گفت: «من با کسی عهد اخوت نبستم، همه چیز شفاهی است و همین الان خبر دادند که اسپانسر جدیدی 450 میلیون تومان در اختیارمان می گذارد و با اینکه نفر قبلی از دوستانم است، من به بهترین پیشنهاد جواب مثبت می دهم.» او از همین جا پایه های اقتصادی مدیریت موج نو فوتبال را گذاشت و بدین شکل در روز خداحافظی صفایی فراهانی بودجه سالیانه فدراسیون به 3 میلیارد تومان رسید که 200 میلیون بودجه دولتی اصلاً بحساب نمی آمد. او بر سر مسائل مالی بسیار دقیق و سختگیر بود و برخلاف فدراسیون مصطفوی به شفافیت و دقت نظر اهمیت می داد. . .

          فراهانی: «برگشتن من کاملاً موقت است و اصلاً به این ربط ندارد که من دوباره بخواهم در فوتبال داخلی فعالیت کنم. الان هم صرفاً به دلیل ملاقاتی که با بلاتر و بن همام داشتم و آنها گفتند که اگر تو نباشی قطعاً تیمی غیر از داخل می آید، آمدم. من به آنها، تمام کسانی که می توانستند از داخل بیایند را به این دو پیشنهاد دام اما آنها نپذیرفتند و اصرار داشتند که یا من و یا گروهی از خارج بیایند مسئولیت کمیته انتقالی را بر عهده بگیرند. من هم در نهایت دیدم این کمکی است به کشورم. ضمن آنکه دیدم بلحاظ ملی هم جایگاه مناسبی نیست که یا ما محروم بشویم یا بپذیریم که گروهی از بیرون فوتبال ما را هدایت کنند

***

          مطلب خوبیه ولی خوندنش یک مقدار حوصله می خواد. بنابر این اگر حوصله اش رو دارید پیشنهاد می کنم حتماً یه بار به طور کامل از توی سایت پارس فوتبال بخونیدش. چیزهای جالبی دستگیرتون می شه. -هر چند که من سعی کردم بیشتر قسمت های مهم و جالبش رو اینجا کپی کنم.

          برای خوندن همه ی مطلب در سایت پارس فوتبال، اینجا کلیک کنید. 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/11ساعت 2 توسط ice boy 910 |

          اول از همه معذرت می خوام که بیشتر پست های اخیرم جنبه ی انتقادی داره. باور کنید چاره ای ندارم. وقتی سریال اتفاقات تلخ و تصمیمات نادرست مسئولان توی فوتبال تمومی نداره که من نمی تونم از گل و بلبل بنویسم. می تونم؟

          دو روز پیش به طور نیمه کاره، برنامه ی جهانگیر کوثری رو دیدم که قلعه نوعی رو برای بحث کردن به برنامه اش دعوت کرده بود. یکی نیست به این آقای کوثری بگه شما که حافظه ات ضعیفه و مهارت بحث کردن نداری، چرا قلعه نوعی رو به برنامه ات دعوت می کنی تا مردم با دیدن نمایش مظلوم نمایانه ی "ژنرال"، بیش تر از قبل دچار سردرگمی بشن؟

          خلاصه با دیدن این برنامه به این نتیجه رسیدم که ژنرال یک تخصص ویژه هم داره و اون وارونه جلوه دادن حقایقه. ولی آخرش هم من نفهمیدم وقتی قلعه نوعی گفت: "همه ی کارشناس ها بابت بازی ها خوب تیم ملی از من تشکر کردند."!!! منظورش کدوم کارشناس ها بود؟ شما فکر می کنید اون موقع که "امیر" می گفت کارشناس ها به من گفتند :"تیمت به لحاظ تاکتیکی عالی بود."!!! به کدوم کارشناس ها اشاره می کرد؟ اگر می دونید به منم بگید.

          البته من به شخصه فکر می کنم تیم ملی زیاد هم بدون تاکتیک نبود. میانگین پاس های متوالی ملی پوشان رو در چهار بازی جام ملتها که بشمریم، بازی ها رو که با دقت نگاه کنیم، می بینیم که تاکتیک تیم ما از دست دادن توپ، پرهیز از پاسکاری و عدم پرس بازیکنان حریف بوده!!!

          بله، ژنرال از هر دری که حرف زد یا سعی کرد حقیقت رو وارونه جلوه بده و یا پای یکی از مدیرا و مربی ها و بازیکنای سابق تیم ملّی و یا تیم های دیگه رو کشید وسط و ایراداتشون رو یادآوری کرد تا به ما یادآوری کنه که نفرات قبلی هم توی کارشون اشکالاتی داشتن . -چه کشف مهمّی-          

          بهش گفتند: چرا ترکیب و سیستم تیم رو بارها تغییر دادی؟

          گفت: کره هم در بازی با عراق، نسبت به بازی با ما فلان تعداد تغییر داشت.

          ازش پرسیدند: چرا خطیبی رو با اصرار بی مورد توی ترکیب چپوندی؟

          فرمود: خطیبی یکی از تأثیر گذارترین بازیکنان ما در این جام بود!!!

          ما که توی کلّ بازی ها از خطیبی چیزی به جز لو دادن مکرر توپ ها و تنها یک استارت نیمه کاره ندیدیم. تازه ایشون در روزهای اوجش توی سپاهان هم کاری نمی کرد به جز تکروی بیش از حد و به هم زدن تاکتیک و نظم تیم. البته شاید من هم با خطیبی مشکل شخصی دارم. -مثل مسعود مرادی- ولی باید بگم که این بازیکن به خاطر گلهاش به پرسپولیس و استقلال و البته لجبازی کارشناس نماها با برانکو، معروف شد و بیخودی گنده اش کردند. یادش بخیر قبل از جام ملتها گفته بود: "اگر به جای برانکو یک ایرانی روی نیمکت تیم ملی بود، به پرتغال گل می زدم." البته همونطور که خودتون میدونید این ورّاجی ها در فوتبال ما مرسومه. کما اینکه که عنایتی گفته بود: "جنازه ی من هم اگر در جام جهانی بازی می کرد، گل می زد."*

          مسأله ی اعصاب خردکن دیگه این بود که قلعه نوعی برای منحرف کردن اذهان مردم مسیر بحث رو کشوند به بازیهای سال ۲۰۰۰ در لبنان. -کوثری هم بر و بر نگاهش می کرد تا هر چرندی که دلش می خواد در باره ی صفایی فراهانی بگه.-

          معلوم نبود که ژنرال! با گفتن این که: «در زمان صفایی فراهانی یک بازیکن توی هتل به مربیا فحاشی کرده و بعد مربیا فیکسش کردن.» چیو می خواست ثابت کنه؟ والا تا اون جایی که ما یادمونه در تیم قلعه نوعی که هشتصد تا بزرگتر و فسیل موسفید توش حضور داشتند، هر بازیکنی ساز خودش رو می زد.

          - اعتراض هاشمیان به تعویضش توی بازی با ازبکستان

          - مصاحبه ی کعبی در واکنش به نیمکت نشینیش که توی اون مصاحبه، حسابی از خجالت ژنرال دراومد.* جالب این که بلافاصله بعد از اون مصاحبه و در بازی دوم مقابل چین، به ترکیب اصلی بازگشت. -به این می گن مبارزه با بازیکن سالاری!! -

          - درگیری صادقی با قلعه نوعی در تمرینات که با استناد به تصاویر ارسالی، بعدش یک حال اساسی هم به بطری های کنار زمین داده بود.-*

          تازه همه ی این اتفاقات فقط مال یک تورنمنت بوده. -جالبه که آقای کوثری توی برنامه اش می گفت: «این تیم به لحاظ اردویی بهترین تیم سالیان اخیر بوده!!! و اصلاْ در تیم جنجال و درگیری بازیکنان وجود نداشه!!!»-

          در تیمی که طبق قانون خرد جمعی شونصد تا مربّی و آنالیزور و البته از همه مهم تر روانشناس رو با خودش داشته، که مطمئنّآ یکی از یکی هیچ کاره تر بودند، اونهایی هم که اختیار داشتن حتمآ کارشون رو بلد نبودن که این طوری شد.

          من نوعی از باخت مقابل کره ناراحت نیستم. برد و باخت جزئی از فوتباله امّا بالأخره به جز نتیجه، باید چیزی برای دلخوشیمون باشه یا نه؟ منظورم اینه که باید به چی ببالیم وقتی تیم ملّی نتیجه رو می بازه، سطح بازیش هم افتضاحه و اخلاق هم که ...؟

          فکر می کنید اگر روانشناس نداشتیم چندتا درگیری دیگه ایجاد می شد؟ یا مثلاً استرسی که سرمربی تیم با پرت کردن بطری و اخراج خودش به بازیکنا منتقل کرد، حاصل کار روانشناس بوده؟ پس دیگه اگر توی تیم روانشناس نبود. . .

          تازه، شانس آوردیم که  کریمی برای جبران حماقت های جام جهانی، آروم شده بود و سعی در آروم کردن جوّ اردو داشت و به قول روزنامه ی خبرورزشی: قبل بازی با کره، جلوی کعبی رو گرفت تا نذاره علنآ به مربی ها اعتراض کنه.

           حالا به چرندیات ژنرال درباره ی مصطفوی توجه کنید: «آقای مصطفوی تیم رو به جام جهانی برد ولی مسئولان وقت با حمایت شخص رئیس جمهور، در اقدامی که در اون "روح فوتبال" نادیده گرفته شده بود، صفایی فراهانی رو جانشین مصطفوی کردندالبته بنده ی خدا حق داره از مصطفوی حمایت کنه. کی به جز مصطفوی می تونست این طوری مردم رو فریب بده؟

          داریوش خان روزهای اول گفت: «میخوام اسکولاری و پکرمن رو به ایران بیارم.» حتّی به روزنامه ها گفته بود: «شخصاْ دو بار با پکرمن مذاکره کرده ام و او به خاطر یهودی بودنش نمی تونه به ایران بیاد.!!!» (از کی تا حالا یهودیا تو کشور ایران امنیت ندارن؟ ) خلاصه این طوری شد که یکدفعه اسکولاری و پکرمن، تبدیل شدند به خردجمعی و مایلی کهن و قلعه نوعی!!! -یک مقدار فکر کنید ببنید از سال ۱۹۹۶ به بعد کدوم تیمی زیر دست مایلی کهن، غیر از باخت و تحقیر و بازی های مفتضحانه، نتیجه ی دیگری گرفته؟ شهرداری تبریز؟ سایپا؟ پیکان؟ تیم امید؟ فولاد؟-

          من می خوام نظر ژنرال رو در مورد "نظم اداری" و "روح قانون" بدونم . یعنی همون چیزهایی که بارها توی فدراسیون مصطفوی لگد مال شدند. دوستان، خواهشاْ برای چند لحظه به کارهای بی منطق فدراسیون مصطفوی فکر کنید. قضاوتش با خودتون!

          - هر کدوم از دو تیم پرسپولیس و استقلال به علّت فحاشی طرفدارانشون به داور توسط کمیته ی انضباطی از یک بازی خانگی محروم می شن. امّا حکم به بهونه ی عید فطر نیم ساعت پس از صدور، لغو می شه! مصطفوی هم داره سر و دست می شکنه که به عنوان اولین نفر این خبر رو به تلویزیون بده تا هوادارا بیش از پیش دوستش داشته باشن و به خاطر این بی قانونی براش هورا بکشن!!

          به یاد بیارید تغییر نام لیگ برتر به "جام خلیج فارس" رو که یکی دیگر از اقدامات داریوش خان بود در راستای محکم کردن جای پای خویش و البته چاپلوسی نزد مسئولان.

          احتمالاً آقای مصطفوی فکر می کردن لیگ ما یک لیگ منطقه اییه که این نام رو روش گذاشتن. این کار همون قدر مسخره است که ازمون بخوان به جام جهانی بگیم: "جام جزایر اسکاندیناوی" یا مثلآ "جام دریای مدیترانه"!

          نخیر،مصطفوی یک آدم نون به نرخ روز خوره. ژنرال محبوب! نمی تونی مردم رو فریب بدی. حداقل من با این وبلاگ لعنتیم سعی می کنم که نذارم این کارو بکنی. من دوست دارم به مردم یادآوری کنم که بی نظم ترین لیگمون -لیگ ۱۳۷۶- زمان مصطفوی برگزار شد. لیگ حرفه ایمون رو صفایی فراهانی راه انداخت. مهندس فراهانی همون کسیه که پای بلازوویچ رو به کشورمون باز کرد تا تیم ملّی که تا اون موقع منتخب بازیکنان پرسپولیس و استقلال بود، تبدیل بشه به یه تیم ملی واقعی که بازیکن های سایر تیم ها هم بتونن توش بازی کنن. و بلازوویچ همون کسی بود که اولین بار به نکونام و کعبی جوان و میرزاپور و رحمان رضایی اعتماد کرد و ثمره ی اون اعتماد رو کعبی با بازیهای درخشانش در جام جهانی و نکونام و رضایی با درخشش در تیم ملّی و لیگ های اروپایی بهمون نشون دادن. -لطفآ اشتباه رحمان در مقابل ازبکستان را به رخم نکشید. هر بازیکنی مرتکب اشتباه می شه ولی ساختار تیمهاست که برنده و بازنده رو تعیین می کنه.-

          بله، با دستیار بلازوویچ -برانکو- بود که تونستیم بهترین نتایج تاریخ فوتبالمون رو بگیریم و بعد از قهرمانی در پوسان و فتح جام بین قارّه ای آسیا-اقیانوسیه و سومی در جام ملتها به جام جهانی بریم.

          من هنوز فراموش نکردم زمانی رو که به خاطر حماقت دادکان در انتخاب شاهرخی به عنوان سرمربّی تیم ملّی، جلوی عراق و بلاروس تحقیر شدیم و بعد دادکان تحت فشار افکار عمومی، مجبور شد که راه عاقلانه ی مهندس فراهانی رو ادامه بده و هدایت تیم رو به دست برانکو بسپره.

          و در آخر می خوام بهتون یادآوری کنم که در تمام مدّت مربّیگری برانکو -که انتخاب فراهانی بود.- تعداد کل باخت های ما در بازی های رسمی به پنج هم نرسید و غیر از اون ها هر چی که به ذهنم می رسه برد و افتخاره! دوست دارم همتون بدونید که با برانکو سه بار در میادین رسمی با ژاپن بازی کردیم که حاصلش یک برد و یک باخت و یک مساوی بود. کره رو هم در جام ملتهای 2004 چین، 3-4 بردیم* و نیاز چندانی به یادآوری نیست که اون کره چه تیمی بود و کره ای که این دوره بهش باختیم چه تیمی؟ بنابراین برانکو تنها گناهش این بود که نمی تونست مثل مایلی کهن و حجازی* و حتّی فیروز کریمی برامون "شو" اجرا کنه و هر چند وقت یک بار بیاد حرفهای جنجالی بی سروته بزنه.


          * پ.ن1: بعد از جام ملّتها یکی از خبرنگاران به عنایتی گفته بود: چند تا از بازیکن ها گفتن که می خوایم پشت پرده ی تیم ملی رو افشا کنیم. عنایتی هم به خبرنگاره می گه "مگه من بعد از جام جهانی نگفته بودم پشت پرده ی تیم ملّی رو افشا می کنم؟ پس چرا نکردم؟ چون اصلاً پشت پرده ای در کار نبود. در فوتبال ما هر کس که نیمکت نشین می شه می گه همه چیز رو به خبرنگارا می گم در حالی که اصلاً چیزی واسه ی افشا کردن وجود نداره." آقا رضا به نکته ی جالبی اشاره کرده.

          *پ.ن2: مصاحبه ی کعبی علیه قلعه نوعی فردای بازی با ازبکستان توی چند تا از روزنامه ها چاپ شد که من متن مصاحبه رو به نقل از "ایران ورزشی" توی کامپیوتر منزل دارم. اگر کسی خواست، حتماً بگه تا براش بفرستم.

          *پ.ن3: عکس های ماجرای اخراج صادقی رو هم با چشم های خودم توی اینترنت دیدم و بعید می دونم کسی اونقدر بی کار بوده باشه که بشینه با فتو شاپ این عکس ها رو درست کنه.

          *پ.ن4 : خدا رو شکر، دو تا خبر خوشحال کننده درباره ی آقای حجازی و استقلال شنیدم. یکی این که حجازی موقّتاً طراحی تمرینات رو به طور کامل به مرفاوی سپرده. و خبر دیگه این که کمیته ی آموزش فدراسیون فوتبال ایشون رو به شرکت در کلاس های مربّیگری B آسیا دعوت کرده و ایشون هم گفته که با کمال میل شرکت می کنم. آُفرین آقای حجازی! لطفآ به همکارانتون هم بگید که یاد گرفتن جرم نیست.

          *پ.ن 5: برد 3-4 تیم برانکو مقابل کره در حالی بود که قبل از بازی دو تا از مدافعان اصلی تیم -بداوی و رحمان- از حضور در ادامه ی تورنمنت محروم شده بودند و کادرفنّی مقابل کره تقی پور رو فیکس کرد و به ناچار سیستم رو به ۱-۲-۴-۳ تغییر داد. بعد از اون بازی هم مسئولان AFC در اقدامی غیرمنطقی و با یک تأخیر چند ماهه تقی پور رو یک سال از حضور در بازی های بین المللی محروم کردند. به دلیل این که ماه ها قبل از جام ملّتها، در یکی از بازی های خارجی ذوب آهن، با داور درگیر شده بود!!! یعنی مسئولان AFC !!! و این گونه شد که تیم ایران در جریان برگزاری رقابت ها سه مدافعش رو از دست داد. اما همچنان با قدرت به کار خودش ادامه داد و بالأخره در نیمه نهایی، در ضربات پنالتی به چین ِ میزبان باختیم. حالا قلعه نوعی در توجیه ناکامی تیمش می گه: «ما پنج تا از بازیکنای جام جهانی رو در اختیار نداشتیم.» در حالی که تیم برانکو در بازیهای چین سه تا از مدافعان اصلیش رو در میانه ی تورنمنت از دست داد و مسلماْ این خیلی بیشتر به یک تیم ضربه می زنه تا این که خود مربی دلش نخواد چند تا از بازیکنهای جام جهانی رو دعوت کنه یا این که دو، سه بازیکن تیم از فوتبال خداحافظی کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/08ساعت 20 توسط ice boy 910 |

          1- با این که فصل پیش کمبود مدافع داشتیم، معلوم نیست این آقای کاشانی روی چه حسابی حاجی زاده و ساها و الونگ و جبان رو از دست داده؟ تازه شیث هم داشت می رفت آلمان و شانس آوردیم که اونجا نخواستنش و خودش برگشت پرسپولیس.

          2- ماجرای قطبی سناریوی این آقایون بود برای سرمربی کردن استیلی. هر چند من احتمال می دم که تحت فشار افکار عمومی مجبور بشن امسال بر خلاف میل باطنیشون قطبی رو به عنوان نفر اول کادر فنی بیارن.اما در غیر این صورت احتمالاً کاشانی همون طور که از معدنچی و کعبی انتظار داشت برای خوشگلی چشم و ابروی ایشون، بیان و بابت ترانسفرشون به پرسپولیس سهم بدن، الان هم با دست روی دست گذاشتن و بعد ازپشیمونی قریب الوقوع قطبی می گه: "آقای قطبی این رسم جوانمردی نبود! شما باید با ما تماس می گرفتی و می گفتی: تو رو خدا بیاید با من قرارداد ببندید."

          3- همین کادر فنی ای هم که استیلی جمع کرده می تونه امسال پرسپولیس رو قهرمان کنه. مرزبان بالاترین لیسانس بین المللی مربیگری رو داره و من مطمئنم که با نصف این مدرک هم می شه تو لیگ برتر ما آقایی کرد. چون سطح لیگ برتر و البته مربیان داخلی اونقدر پایینه که مثلآ آدم کوچیکی مثل قلعه نوعی می تونه سه سال تموم با تیمش تو لیگ، عرض اندام کنه؛ در حالی که دیدیم توی یک تورنمنت بین المللی هیچ حرفی واسه گفتن نداشت و تیمش از چند پاسکاری ساده هم ناتوان بود . به نظر من مربیانی مثل برانکو و بوناچیچ و دنیزلی، توی فوتبال امروز اروپا حرفی برای گفتن ندارند ولی متاسفانه بیشترِ مربیان وطنی، اونقدر ضعیف هستن که مجبوریم متوسط های اروپایی رو به داخلی ها ترجیح بدیم. و می بینیم که برانکوی متوسط و درجه سه، طبق آمار و ارقام بهترین نتایج تاریخ فوتبالمون رو به دست آورده.


          پ.ن: تقسیم بندی مربیان به دو دسته ی داخلی و خارجی برای قضاوت در مورد کارشون، اصلآ کار درستی نیست. چون بین داخلی ها استثناهایی مثل ذوالفقارنسب و جلالی وجود دارن که شخصیت و علم سرمربیگری در تیم ملی رو دارند. و البته بین خارجی ها هم مربی های ضعیفی حضور دارند. اصلاً مگه می شه بین هزاران مربی خارجی، یک دونه مربی ضعیف هم پیدا نشه؟ اما به طور کلی خارجی هایی که تا الآن به کشورمون اومدن خدمات زیادی به فوتبالمون کردند و کارنامه اشون از داخلی ها -به جز ذوالفقارنسب و جلالی و فیروز کریمی- خیلی روشن تره. تازه اکثر اونهایی هم که از نظر نتیجه گیری ظاهراً ضعیف بودن، کسانی مثل یسیچ و و رولند کخ اند که به لحاظ فنی در سطی بالاتر از مربیان هم وطنانمون بودند ولی به علت عدم تطبیق پذیری با مافیای بیرون زمین، کلّه پا شدن.

+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 17 توسط ice boy 910 |

          ۱-مثل همیشه بدون تعصب، در مورد اخراج قلعه نوعی تو بازی با ازبکستان: مربی ای که در بازی دوستانه با یک تیم باشگاهی -فکر کنم اشتوتگارت بود- نمی تونه خودشو کنترل کنه و می ره با داور دعوا می کنه، طبیعیه که توی یک بازی رسمی و حسّاس هم بی فرهنگی خودش رو به رخ همه بکشه و تیمش رو دچار مشکل کنه.

           کاشکی ما هم اونقدر زرنگ و . . . بودیم که در مطبوعات و بین لیدرهای هواداران، دوستان بانفوذ پیدا کنیم و پس از سه سال کار با پرمهره ترین تیم وقت ایران، کسب یک جام از شش جام ممکن و برباد دادن بخت حضور یک تیم درلیگ قهرمانان آسیا، سرمربی تیم ملّی بشیم و به دلایل نامعلوم، یک عدّه ی خاص بهمون لقب ژنرال بدن.


          ۲- ترانسفر معدنچی: معدنچی هم مثل کعبی رفت خارج. تا برای ما پرسپولیسی ها فقط حسرت باقی بمونه. متأسّفانه بعضی از هواداران و حتّی مسئولان باشگاه علیه مهرزاد موضع گرفتن!! ظاهرآ اونها از یک جوان که فوتبال تنها راه درآمدشه و تا چند سال دیگه این منبع رو هم از دست می ده انتظار دارن آینده ی خودش رو فدای تیمی کنه که بازیچه ی یک مشت آدم کثیف شده و مدیریتش - والبته الآن مربی گریش- به عهده ی کسانیه که هر روز برای کسب پست و مقام و البته چاپیدن های میلیونی و میلیاردی زیراب همدیگه رو می زنند و هواداراش هم ساکن و ساکت . . .

          این آقای کاشانی که در رسانه ها نسبت به رفتن معدنچی و بالا بودن قیمت بازیکنان ابراز عصبانیت فرموده ، احتمالآ فکر می کنه  الآن دهه ی شصته و بازیکنا باید مفت و مجانی بازی کنند. خوردبین هم گفته: "با معدنچی صحبت کرده بودم و او قول داده بود با پرسپولیس قراردادامضا کنه." کاشانی و خوردبین فکر می کنن تو فوتبال حرفه ای می شه روی حرف یک نفر حساب کرد. -معدنچی ایه زیر حرفش زده باشه از نظر اخلاقی کار درستی نکرده و خودش می دونه و وجدانش. ولی کدوم تیم حرفه ای، روی حرف یک نفر اینقدر حساب باز می کنه؟؟؟-

          كاشانى درباره انتقال حسين كعبى به تيم لسترسيتى گفت: «شخصاً چندين بار در اردوى تيم ملى با حسين كعبى صحبت كردم و قرار شد او از طريق باشگاه ترانسفر شود. جا داشت كه كعبى كه در انتهاى فصل به تيم اضافه شد و بازيهاى خوبى را هم انجام داد، از طريق ترانسفر خود كمك مناسبى را به باشگاه مى كرد. اين انتظار مديرعامل، هيأت مديره و هواداران باشگاه پرسپوليس است.»
          وى تصريح كرد: «طبق قوانين كشور انگلستان و آلمان در صورت ترانسفر بازيكن بخش قابل توجه و بسيار زيادى از مبلغ قرارداد بابت ماليات كسر مى شود. اگر كعبى و معدنچى از طريق باشگاه ترانسفر مى شدند، مى توانستند علاوه بر معافيت مالياتى به نحو قابل توجهى نيز به باشگاه كمك كنند. همانطور كه انتقال مهرداد اولادى كمك شايانى به باشگاه كرده بود.»

ایران ورزشی- ۲۱ تیر ۸۶

          باید خدمت ایشان عرض کنیم که بله شما درست می گویید، انتقال اولادی کمک زیادی به تیم کرد ولی فراموش نکنید اون موقع ها مدیرعامل تیم یک فوتبالی تحصیل کرده ی دلسوز و کاردان بود و می دونست که برای حصول یک سود چندصد میلیونی، نباید به قول چند وقت پیش بازیکن بسنده کند. بلکه باید پیگیرانه با بازیکن مذاکره کرده و در اولین فرصت قرارداد رسمی امضا کند تا پس از رفتن بازیکن، نیازی به زیر سؤال بردن صداقت و عرق پیراهن بازیکن جوان٬ نداشته باشد.

          مسئولان پرسپولیس می تونن هر چقدر که دلشون می خواد عصبانی و افسرده باشن –ولی من می گم بهتره از حماقت خودشون ناراحت باشن تا بدقولی معدنچی- (پرسپولیسی های عزیز منو ببخشن.)
         

          ۳-در مورد استیلی: چند روز پیش بعضی از روزنامه های ورزشی از قول داریوش رضاییان - مهاجم فصل گذشته ی پرسپولیس- نوشتنه بودند: پارسال که دنیزلی سرمربی تیم بود، استیلی به من می گفت: "اگر من سرمربی بشوم تو حتمآ بازیکن فیکس خواهی بود." ولی حالا رفته به باشگاه اعلام کرده که من رو نمی خواد.         

          خب، فرض می کنیم که استیلی شیفته ی بازی منحصر به فرد و استثنائی رضاییان بوده!!! سؤالی که برایم پیش اومد این بود که اولآ گفتن این حرفها به یک بازیکن٬ اون هم از طرف کسی که در کادر فنی نفر سوم بوده٬ چه دلیلی می تونسته داشته باشه. و ثانیآ چرا استیلی حالا که به پرسپولیس برگشته دیگه رضاییان رو نمی خواد. پاسخ سؤال رو در بند قبلی دادم. -البته ممکنه تو این مدتی که حمید خان از تیم دور بوده رضاییان افت کرده باشه-

          پ.ن: برای اثبات کاردانی دنیزلی، همین کافیه که بدونیم، در پاس و پرسپولیس، خیلی سریع زبون درازها و... رو شناخت و اخراجشون کرد. – تنها مربی ای بود که از خداداد رودست نخورد.- (دمش گرم)  و استیلی رو هم خوب شناخت.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/04/25ساعت 0 توسط ice boy 910 |

          دیروز از سر بیکاری رفتم استادیوم و بازی ایران – غنا رو از نزدیک دیدم .

          هیچکدوم از دو تیم کاملاً آماده نبودند و غنا از نظر کار گروهی برتر از ایران بود ؛ امّا حس پیروزی طلبی ایران و بازی هجومی تیم ، امیدوار کننده و نقطه ضعف هر دو تیم ، دفاع تیمی بود – نه خط دفاعی -  .  بین دو نیمه با بیرون رفتن کریمی ، خط میانی ایران افت کرد . ابراهیم صادقی خیلی خوب بازی کرد  و زندی بیشتر از همه توپ لو داد.ایران هنوز کار بدون توپ رو خوب انجام نمی ده ولی همون حس پیروزی طلبی ای که قلعه نوعی به تیم القا کرده می تونه به نقطه ی قوّت تیم در جام ملت ها تبدیل بشه .

         من فکر می کنم این تیم پتانسیل قهرمانی رو داره ولی با توجه به این که قلعه نوعی بر خلاف برانکو احساساتیه ، به نظر من تا زمانی موفّق خواهد بود که در همه ی بازی ها تا قبل از دقیقه ی هشتاد از حریف جلو بیفته . امّا تصور کنید مثلاً در بازی مقابل ژاپن یا کره و در دقیقه ی هشتاد ، دو بر صفر عقب باشیم . اون وقت قلعه نوعی میاد کنار زمین و به داور گیر می ده تا مثل همیشه باخت تیمش رو به سببی بیرونی مربوط بدونه .  هاشمیان - که جدیداً کمی خودخواه شده و دیروز هم بر سر چند تا توپ ساده سر همه و مخصوصاً آندرانیک فریاد زد– به خط هافبک گیر می ده و عنایتی هم زور خودش رو به طالب لو می رسونه؛ کریمی که بارها در شرایط سخت ، روحیه ی بچگانه ی خودش رو به همه نشون داده ، احتمالاً به عقیلی و یا کاظمیان گیر خواهد داد و این طوری ، یک تیم پرستاره ، فقط به خاطر کمبود حس همکاری حذف می شه و بیچاره قلعه نوعی که یک شبه تبدیل به منفورترین آدم در این مملکت، خواهد شد؛ کارشناسان همیشه در صحنه ای که بعضی هاشون فقط بعد از شکست ها کارشناس می شن و اصلاً هم به سرمربی تیم ملی حسودی نمی کنند  –آره جون خودشون – به تلویزیون و روزنامه ها دعوت خواهند شد تا مردم ناراحت، نقدهای احساسی این دوستان رو بخونند و اطلاعات فوتبالیشون بیشتر بشه . – منظورم اصلاً مربیان بزرگی مثل خداداد ، مایلی کهن ، پنجعلی و درخشان نیستا  -  آقایان خادم و یحیی زاده هم - که در مجلس وظیفه ای ندارند ، جز توجه به نتایج مقطعی و بررسی علل شکست هایی که در دیدگاه کلان ورزشی اصلاً چیزی به حساب نمیان – از موی بلند و یا خالکوبی بازیکنان ایراد می گیرند و به همه ی روزنامه ها اعلام می کنند که این مسائل غیر اخلاقی!!! با شدّت تمام پیگیری خواهد شد.

          البته این فقط حالت بدبینانه ی ماجراست وتیم ما اگر بتونه یک مقدار دفاع تیمیش  رو تقویت کنه، در بازی بدون توپ بهتر بشه و مربیان تیم هم در شرایط سخت احساساتی نشن، با وجود همه ی کمبودهای امکاناتی و بی توجهی ها به فوتبال پایه، نتایج خوبی می گیره تا بی برنامگی مدیران ورزشی برای مدتّی فراموش بشه.

+ نوشته شده در جمعه 1386/04/08ساعت 13 توسط ice boy 910 |

          امروز مصاحبه ی مایلی کهن در روزنامه های ورزشی  چاپ شده بود که در اون طبق معمول همه را به دزدی و تقلّب و ترسویی و نادانی متهم کرده - متن کامل مصاحبه رو به نقل از روزنامه ی ایران ورزشی در ادامه ی مطلب گذاشتم . - مثل همیشه حرفهایی زده که اگر یک نفر از فوتبال چیزی نداند فکر می کند آقا علّامه ی دهر است .

          نمی خوام بگم تمام حرفهاش نادرست بوده - شاید خیلیهاش هم درست بوده - چرا که اگه مسئولان فوتبالمان یک مقدار بیشتر از این دنبال پیشرفت بودند الان وضع این ورزش خیلی بهتر از امروزش بود . امّا آیا با زدن حرفهای خوب و یادآوری همیشگی و مداوم کاستی ها چیزی عوض می شود ؟ منتقد محترم در مصاحبه اش گفته: " قلعه نوعی شعور مردم را به بازی گرفته و انصاریفرد عوامفریب است." این روزها تنها کسی که شعور مردم رو به بازی گرفته همون شخصیه که در مصاحبه اش حافظه ی مردم رو ضعیف به حساب آورده . در ضمن آقای مایلی کهن حتمآ یا آلزایمر داره یا مالیخولیا. که اگه نداشت به این زودی گندهایی که به تیم های مختلف از جمله امید و فولاد و سایپا و . . . زده فراموش نمی کرد و همه ی ناکامی ها رو به مربیان بزرگی مثل آری هان و دنیزلی ربط نمی داد که کارنامه اشون ۱۰۰ برابر روشن تر از این کارشناس نما هست  .

          تیمهایی مثل فولاد و امید ایران که ضعیفترین بازی های تاریخشون رو در زمان مربیگری آقا انجام دادند هیج کس نیومد متّهمش کنه به ضعف و نادانی . ولی مثل بیمارای روانی از بهترین مربی ها و مدیرا - دنیزلی و انصاریفرد و برانکو و هزاران بدبخت دیگر که دوره ی کاریشان مصادف شده بود با دوره ی بیکاری استاد – ایراد می گیره . بعد تا آخر فصل نقل وانتقالات صبر می کنه ببینه کدوم تیم بدبختی رو می اندازن زیر دستش و تا زمانی که طبق معمول از تیم ها می اندازنش بیرون و یا محترمانه ازش می خوان که استعفا بده ، دهنش بسته می مونه .

          بله ‌! استاد مایلی راست می گه دنیزلی جام نیاورد - با تیمی که نه تنها خودش نبسته بود ‌‌، که خیلی هم بد بسته شده بود و بدون حتی یک مهاجم متوسط بهترین خط حمله ی لیگ رو داشت و نسبت به داشته هاش خیلی هم خوب نتیجه گرفت .- اما کسی نیومد به خود ایشون بگه تیم امیدی که جنابعالی با خاک یکسانش کردی بهترین و کاملترین تیم ممکن بود و بازیکناش قبل از این که زیر دست شما بیفتند قهرمان پوسان شده و کره و ژاپن رو برده بودند . آیا تیم امیدی رو سراغ دارید که بیشتر بازیکنانش قبل از شرکت در مقدماتی المپیک تعداد بازی های ملیشون دو رقمی شده باشه ؟

          برانکویی که الان توسط مایلی کهن به عنوان نماد شکست یاد می شود - هر چند مربی بزرگی نبود - امیدی که دوسال جوانتر بود را در ۲۰۰۲ قهرمان کرده ، بزرگسالان را به جام جهانی برد ، سوم جام ملتها شد و جام بین قاره ای آسیا - اقیانوسیه را برایمان گرفت . با بازی های ضعیفی که در آلمان انجام شد فهمیدیم که برانکو در شرایط سخت خوب تصمیم نمی گیرد ولی آیا دوندگی پایین بازیکنان در نیمه ی دوم که به ترسویی برانکو ربط داده می شد ، نتیجه ی بدنسازی ضعیف مربیّان لیگ برتر نبود ؟ همه دیدیم که بین نفرات اصلی تیم در بازی اول ، سه نفر از همه بیشتر دویدند و از بین یازده نفر ، همین سه تا بودند که در اردوی سوئیس شرکت کرده بودند. - کعبی ، تیموریان و میرزاپور - 

          از بین افتخارات برانکو فقط سومی جام ملتها در کارنامه ی استاد مایلی دیده می شود که اولین و آخرین نقطه ی روشن کارنامه ی اوست و به لطف درخشش تکرار نشدنی امثال دایی به دست آمد و دو برد مقابل بزرگسالان چین و زیر بیست و سه سال مالزی که اولی ۹۰ درصدش مال مهدوی کیا و دومی متعلق به مبعلی و کاظمیان و معدنچی و چند ستاره ی دیگر بود.

          روند جوانگرایی هم از نظر آقای مایلی کهن اینه که تمام بازیکنای ضعیف و قوی بالای بیست و پنج - شش سال رو چشم بسته بیرون بندازی تا بعد هم اگر تیم نتیجه نگرفت - که متأسفانه این داستان  همیشه در تیم های ایشان تکرار می شود - بهانه ی خوبی برایش وجود داشته باشد .

          مجید جلالی هم از تیم برانکو ایراد گرفت ، اما اصولی و نه از روی حسادت . و البته زمانی که به آلمان صعود کردیم ، نه وقتی که تیم باخته و همه کارشناس شده اند. نقدی که اصولی باشد جای شک باقی نمی گذارد . جلالی در تلویزیون گفت : " من و چند مربی جوان ، تیم سال ۹۸ را با تیم ۲۰۰۶ از ۱۷ جهت بررسی کرده ایم که نتایج آن نشان میدهد تعداد ضرباتی که تیم امروزی قبل از هر پاس به توپ می زند ، فلان قدربیشتر از تعداد آن در سال ۹۶ است . " آیا کسی می تواند بگوید این نقد غیرمنصفانه است ؟ بهتر است بعضی ها حسادت را کنار بگذارند . به کارنامه خودشان نگاهی کنند و بعد ببینند جیزی برای دفاع کردن وجود دارد یا نه ؟ از سال ۹۶ به بعد کدام تیم بوده که زیر دست مایلی کهن خوب نتیجه گرفته یا حداقل خوب بازی کرده و یا اصلآ به جز کم کارت گرفتن نکته ی مثبتی در آن دیده شده ؟

          روزنامه ها هم که خوراکشون حرفهای جنجالیه و به گوینده یا میزان درستیش کاری ندارند . فقط دنبال اینند که یکی از روی بیکاری یا هر چیز دیگه بقیه رو به رگبار ببنده . هر چرندی رو تیتر یک می کنند تا فروششون بیشتر بشه و فردا هم چند نفر برای مصاحبه جوابیه صادر کنند و روزنامه ها رو توی این فصل تعطیلی فوتبال از کمبود سوژه نجات بدن .

"همین است و جز این نمی تواند باشد . "

          متن کامل مصاحبه به نقل از ایران ورزشی در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/20ساعت 18 توسط ice boy 910 |

          واقعاً به عنوان یکی از جوون های این مملکت دلم برای خودم و همه ی همسن و سالهام می سوزه  ...

 

          یک مشت آدم کثیف ، هواداران میلیونی فوتبال و بازیکنان و مربیان تیم ها رو بازیچه ی منافع خودشون کردند.    

 

          در راستای پروژه ی منفور سازی انصاریفرد و روی کار آمدن سیاسیونی که در ازای انتخاب فرد مورد نظر دولت در انتخاب شهردار تهران ، به هیأت مدیره ی پرسپولیس  آمده بودند ، - این الدنگ ها توی خوابشون هم نمی دیدن که یه روز آبدارچی یه تیم دسته دومی بشن ، چه برسه به عضویت در هیأت مدیره ی پرطرفدارترین تیم آسیا - یک پنالتی ناحق دیگر به سپاهان داده شد تا شکست پرسپولیس در این مرحله ی حساس و جلوی آن همه تماشاگر بهانه ی خوبی باشه براشون تا پس از ناکامی در برکناری یکباره ی انصاریفرد ، لااقل در پروژه ی برکناری تدریجی این مدیر کاردان و محبوبیت زدایی او، تا حدودی موفق باشند .

 

          من با اینکه پرسپولیسی هستم ولی همیشه سعی می کنم  از روی تعصب یا طرفداری کورکورانه در مورد فوتبال حرف نزنم .

 

          توی پرسپولیس همه چیز داشت عالی پیش می رفت و تیم روی فرم آمده بود ؛ درحالی که استقلال ماه ها بدون مدیر بود - توجه کنید  استقلال ، نه پرسپولیس -  و آقایون با انتخاب  هیأت مدیره ی جدید و بقیه ی کارای نادرستشون تیم رو به هم ریختند ، به انصاریفرد برای استعفا فشار آوردند و بعد که دیدند با میلیون ها هواداری روبرو هستند  که نمی تونن خدمات مدیر محبوب و کاردانشان را نادیده بگیرند ، ازش خواستن برای مدت کوتاهی برگرده تا این دفعه با مقدمه چینی برکنارش کنند. و اون قدر کارشکنی کنن تا کم کم طرفدارا هم از کادر مدیریتی و فنی فعلی ناامید بشن. – قصّه ی مدیر آوردن برای استقلال ، خودش یه جوک دیگه ست و از وقتی علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی شده ، دهن استقلالی ها هم از اقدامات مدیریتی مهندس بی نصیب نمونده ! من به ورزش های دیگه کاری ندارم ، چون توی بعضی هاش خوب کار کردن و توی بعضی ها مثل فوتبال افتضاحاتی به بار آوردن که فقط گفتنش چندین سال طول می کشه . - 

     

          کارنامه ی کاشانی ، بیادی و سروری اینه : به هم ریختن جوّ تیم در آستانه ی بازی حسّاس جام حذفی ، آن هم فقط و فقط در راستای منافع  پشت پرده شان.

      

          امّا انصاریفرد با وجود اعمال فشار بر رویش ، علی رغم کارنامه ی درخشانی که به جای گذاشته بود بدون انجام مصاحبه های جنجالی ، خودشو کنار کشید . چون برعکس بقیه ی آقایان  آرامش پرسپولیس را به هر چیزی مقدّم  می شمرد.  

 

          بد نیست نگاهی هم بیندازیم بر کارنامه ی این مدیر ی که به جرم اداره ی موفقیت آمیز باشگاه  قصد برکناریش رو دارند!

         - برگزاری بازی تدارکاتی با بایرن مونیخ ، ویگان و لاتزیو

         - جذب مربیان درجه یک و نامداری همچون آری هان و دنیزلی

         - خرید کعبی ، بادامکی ، آشوبی ، نیکبخت  ، واعظی  و از همه مهم تر بستن قرارداد دوساله با همه ی بازیکنانی که در ابتدای فصل جذب شدند . _ در فوتبال بی در و پیکر ما بستن قرارداد با زمان بیش از یک سال ، با بازیکنانی مثل نیکبخت و بادامکی ، شاهکاره .-  مثلاً قرارداد دوساله ی نیکبخت ، خود به خود خبر بازگشتش به استقلال رو  تکذیب می کنه .

        - جذب اسپانسرهای قوی و تسویه حساب با بسیاری از طلبکاران و بازیکنان سال های پیش - هرچند فقط قطره ای از دریای بدهی ها پرداخت شده ، اما در نوع خود فوق العاده بود. 

        - کاهش هزینه ها در لیگ ششم حرفه ای نسبت به دوره ی مدیر قبلی ، علی رغم جذب دو مربی بزرگ _ در زمان مدیریت خطیب که بنا به دلایلی همه چیز را به پروین سپرده بود ، رهبری فردِ از کار افتاده قرارداد چندصد میلیونی داشت !!! و فنایی مصدوم که به عنوان دروازه بان سوم جذب شد هم اکنون پنجاه و هفت میلیون تومان از باشگاه طلب دارد!! و معلوم نیست چقدر هم  قبلآ گرفته.

        - انجام بازیهای جذاب و عالی در جام حذفی گذشته و لیگ امسال ، توسط تیمی که در رده ی نهم دست و پا میزد.

 

          این یاروها بهتره پنبه رو از گوششون دربیارن و متوجه عواقب کاراشون باشن و این قدر واسه ی طرفدارا شاخ بازی درنیارن  . چون همون طور که به راحتی مدیرمون رو برگردوندیم ، ایه اراده کنیم می زنیم دهن آدمای گنده تر از کاشانی رو هم سرویس می کنیم که برن و دیگه پشت سرشون رو هم نگاه نکنن چه برسه به این کرکس بی خاصیت که اصلاً واسه ما عددی نیستش .

+ نوشته شده در جمعه 1386/03/18ساعت 17 توسط ice boy 910 |

           وبسایت  شرکت Electronic Arts سازنده ی بازی FIFA 08 ، برای ساخت ورژن جدید بازی از کاربران نظرسنجی می کنه .

          جدیدترین نظر سنجیش درباره ی بازیکنیه که تصویرش روی جلد بازی قرارداده خواهد شد ؛ و کاربران باید بین کریس رونالدو ، کاناوارو ، کلوزه و رونالدینیو یکی رو انتخاب کنند .

          برای شرکت در نظر سنجی اینجا کلیک کنید و از بین نظرسنجی ها Main Cover Star رو انتخاب نمایید .

          دو تا نظر سنجی اخیرش هم در مورد لیگیه که شما فکر می کنید وجودش برای FIFA 08 ضروری تره و در رأی گیری ای که به ایران مربوط می شه و هنوزم می شه توش شرکت کرد ، باید بین استرالیا ، آرژانتین ، ایران و روسیه کشوری رو که فکر می کنید داشتن لیگش برای FIFA 08 بهتره ، انتخاب کنید .

          تا لحظه ای که من این پست رو می نویسم  190۴۱۲ نفر رأی دادن که ۲۵ درصدشون ایران رو انتخاب کردن و فعلآ روسیه با ۲۸ درصد اوله  . اگر دوست دارید که حتماً لیگ ایران رو در FIFA 08 داشته باشید روی اینجا کلیک کنید و بین گزینه ها  Iranian League رو بزنید . در ضمن اگر وبسایت یا وبلاگ دارید می تونید به نظرسنجی لینک بدین و اگر هم وب ندارید لینک رو برای ادلیست مسنجرتون بفرستید و بعد از توضیح کامل ، از اونا هم بخواید که بعد از شرکت ، send to all کنند .

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/13ساعت 20 توسط ice boy 910 |