تبليغاتX
MY WAY
دروغگو خائن است و خائن ترسوست و ترسو اس ام اس را قطع می کند!
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/03ساعت 2 توسط ice boy 910 |

بیانیه مهم مجمع روحانیون مبارز درباره نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری
 
بسم الله الرحمن الرحیم
مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت و بخصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که با رفتار مدنی، سرزندگی و متانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آراء مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار ملت شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندسی آراء گسترده در این دوره است.
این امر اگر به صورت رویه درآید به جمهوریت نظام لطمه غیرقابل جبران می‌زند و اعتماد مردم را که بزرگترین پشتوانه نظام است خدشه دار می‌کند. دلایل و شواهد کافی وجود دارد که نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود.
مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.
ما و هواداران پرشور و با شعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هوشیاری و پرهیز از هر عملی که به تشنج بیانجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد، مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت
منبع: سایت مجمع روحانیون مبارز
http://www.rouhanioon.com/news/detail.php?ID=618
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/03/25ساعت 20 توسط ice boy 910 |

 

          ماجرای دزد بودن و یا دزد نبودن پسران رفسنجانی هیچ ربطی به آقای موسوی ندارد و احمدی نژاد برای عوامفریبی و مظلوم نمایی این ادعاها رو مطرح کرد. ما از "میر حسین موسوی" حمایت می کنیم نه رفسنجانی.

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/22ساعت 1 توسط ice boy 910 |

          حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/10/17ساعت 22 توسط ice boy 910 |

وطن یعنی صفِ نون و صفِ شیر

وطن یعنی همش درگیر ِ درگیر

وطن یعنی همین بنزین، همین نفت

همین نفتی که از تو سفره ها رفت

وطن یعنی که اصلاحات چینی

وطن یعنی که روز خوش نبینی

وطن یعنی همین آیینه ی دق!

وطن یعنی خلایق هر چه لایق

+ نوشته شده در شنبه 1387/08/25ساعت 22 توسط ice boy 910 |

از این به بعد دوباره آپ می کنم. گور بابای فیلترینگ
+ نوشته شده در شنبه 1387/06/09ساعت 15 توسط ice boy 910 |

 

          میگن وقتی انسان میمیره درست 21 گرم از وزنش کم می شه. این 21 گرم چه رمزی در خودش داره؟

          چه چیزی رها می شه؟

          کی باید به لحظه ی رهایی برسیم؟

          چه بخشی از ما با اون می ره؟

          چه چیزی باقی می مونه؟

          چه چیزی باقی می مونه؟

          21 گرم وزن چند تا سکه ی پنج سنتیه. وزن یه گنجشک مگس خواره یا یه تیکه شکلات.

          اصلآ وزن 21 گرم چقدره؟

(برگرفته از فیلم 21 گرم ساخته ی آلخاندرو گونزالس ایناریتو)

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/15ساعت 21 توسط ice boy 910 |

 
          در روزگاران دور در یک معبد قدیمی استاد بزرگی بود که اندیشه های نوینی را درس می داد. در معبد گربه ای بود که به هنگام درس دادن استاد سروصدا می کرد و حواس شاگردان را پرت می کرد.
          استاد از دست گربه عصبانی شد و دستور داد تا هر وقت کلاس تشکیل می شود، گربه را زندانی کنند. چند سال بعد استاد درگذشت ولی گربه همچنان در طول جلسات استادان دیگر زندانی می شد. بعد از مدتی گربه هم مرد. مریدان استاد بزرگ گربه ی دیگری را گرفتند و به هنگام درس اساتید معبد آنرا در قفس زندانی کردند!
 
          قرنها گذشت و نسلهای بعدی درباره ی تأثیر زندانی کردن گربه ها بر تمرکز دانشجویان، رساله ها نوشتند!!

منبع: داستانی از یک نويسنده ی گمنام

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/27ساعت 16 توسط ice boy 910 |

          شما از عشق چه تعریفی دارین؟

         هر کدوم ما یه تصویرِ ذهنیِ خاصی از عشق داریم. البته به نظر می رسه عشق اونقدر بزرگه که نمی شه براش یه تعریف مختصر و مفید ارائه داد، اما فکر می کنم بهترین تعریف ازعشق این باشه: "تمایل شدید به معشوق، طوری که عاشق حاضره برای رسیدن به اون هر کاری بکنه." نمی دونم چقدر حق مطلب رو ادا کردم. اصلا شاید بهتر بود توی تعریفم به جای "هر کاری" می نوشتم "خیلی کارا". یعنی عاشق برای رسیدن به معشوقش خیلی کارا رو می کنه ولی هر کاری رو نه.

        به هر حال خیلی خوشحال می شم اگه شماها برام بنویسین تا حالا شده احساس کنین واقعا عاشق شدین، با تمام وجود به سمت کسی (یا چیزی ) گرایش دارین و حاضرید برای رسیدن بهش دست به هر کاری بزنید؟ آیا هنوزم همون حسو دارین و همونقدر براتون جذاب هست یا نه؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/28ساعت 16 توسط ice boy 910 |

 

        تست اعتیاد به اینترنت IAT یکی از معتبرترین تست‌های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است که توسط دکتر کیمبرلی یانگ ابداع شده است. آیا شما تا به حال میزان اعتیاد خود به اینترنت را سنجیده‌ اید؟
          اعتیاد به اینترنت شرایط مختلفی دارد. گاهی افراد ممکن است با 20 ساعت استفاده از اینترنت در هفته، معتاد محسوب شوند و برخی نیز ممکن است حتی با 40 ساعت استفاده از اینترنت مشکلی نداشته باشند. اما آنچه که در این بین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است آن است که اعتیاد شما به اینترنت تاکنون به چه اندازه به زندگی شما ضربه زده است؟ و چه مسائل و مشکلاتی را برای خانواده، روابط کاری و یا حتی درس و مدرسه و دانشگاه شما ایجاد کرده است؟
این تست به شما کمک می‌کند تا میزان اعتیاد خود به اینترنت را بسنجید و یا اگر از اعتیاد خود به اینترنت مطمئن نیستید، شک دارید و یا می‌ترسید، این تست به شما کمک می‌کند تا نسبت به وضعیتتان، مطمئن شده و از شک درآیید. 
          در این آزمون 20 پرسش وجود دارد و برای هر کدام از این سوال‌ها، پنج جواب در نظر گرفته شده است که هر کدام از یک تا پنج امتیاز دارند:
          1 - شامل حال من نمی‌شود 2- به ندرت 3- گه‌گاهی 4- اغلب 5- همیشه. در مقابل هر سوال عدد مربوط به جواب خود را نوشته و در پایان تمامی‌اعداد را با هم جمع بزنید. 

          1 - چقدر بیشتر از آنچه قصد دارید در اینترنت می‌مانید؟ 
          2 - چقدر به خاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفتید؟ 
          3 - چقدر اینترنت را به بودن با خانواده، همسر و یا دوستان نزدیکتان ترجیح می‌دهید؟ 
          4 - چقدر از طریق اینترنت با کاربران دیگر رابطه ایجاد می‌کنید؟ 
          5 - چقدر دیگران از شما به خاطر میزان آنلاین بودن‌تان شاکی هستند؟ 
          6 - چقدر به خاطر اینترنت، نمرات، اوضاع تحصیلی و حتی اوضاع کاری و مالی‌تان افت کرده؟                  7 - چقدر ایمیل‌هایتان را پیش از کارهای ضروری دیگرتان چک می‌کنید؟ 
          8 - چقدر عملکرد کاری، شغلی و بهره‌وری شما به خاطر استفاده از اینترنت آسیب دیده است؟ 
          9 - وقتی که از شما می‌پرسند که چه کارهایی را به صورت آنلاین انجام می‌دهید، چقدر در موضع تدافعی یا پنهان کاری قرار می‌گیرد؟ 
          10 - چقدر افکار آزار دهنده در زندگی را با افکار آرام‌بخش در اینترنت خنثی می‌کنید؟ 
          1۱ - چقدر فکر می‌کنید وقتی که در اینترنت هستید، توانایی پیش‌بینی همه امور را دارید؟ 
          12 - چقدر فکر می‌کنید که زندگی بدون اینترنت، چیزی کسالت بار، تهی و بی لذت است؟ 
          13 - وقتی آنلاین هستید اگر فردی مزاحم شما شود، چقدر غر می‌زنید، فریاد می‌زنید و یا حتی عصبانی می‌شوید؟ 
          14 - چقدر به خاطر دیسکانکت نکردن اینترنت، دچار بی‌خوابی هستید؟ 
          15 - چقدر فکر می‌کنید که در حالت آفلاین حواس پرتی دارید و در حالت آنلاین بهتر هستید؟ 
          16 - چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را به کار می‌برید: «فقط چند دقیقه مونده، الان میام»؟ 
          17 - چقدر سعی کرده‌اید از میزان آنلاین بودن خود بکاهید و البته موفق هم نشده‌اید؟ 
          18 - چقدر سعی دارید، میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی سازید؟ 
          19 - چقدر میزان آنلاین بودنتان را با بیرون رفتن و گشت و گذار با دوستانتان ترجیح می‌دهید؟ 
          20 - چقدر وقتی آفلاین هستید، احساس افسردگی و عصبیت دارید که با آنلاین شدن این احساس از بین می‌رود. 

          نتیجه:

          اگر جمع نمراتتان بین 20 تا 49 بود، اعتیادتان خفیف است و به عنوان یک کاربر معمولی محسوب می‌شوید. اگر چه دارید کمی ‌در استفاده از اینترنت افراط می‌کنید. اما هنوز به رفتار خود مسلط هستید و جای امیدواری برایتان وجود داشته و می‌توانید میزان اینترنت خون‌تان را کنترل کرده تا خدایی ناکرده افزایش نیابد. 
          اگر جمع نمراتتان بین 50 تا 79 بود، دچار اعتیاد متوسط شده‌اید. مواظب باشید که این مقدار استفاده از اینترنت در زندگی شما تاثیر نگذارد. 
          اگر جمع نمراتتان بین 80 تا 100 شده باشد، متاسفانه باید به شما این خبر را بدهم که شما به عنوان یک معتاد خطرناک محسوب شده و به شدت به یک تخت و چند متر طناب نیاز دارید. باید تا بیشتر از این دیر نشده، مشکل خود را در اسرع وقت حل کنید چرا که شما به بیشتر پرسش‌ها نمرات 4 یا 5 را داده‌اید. اگر در پرسش دوم جواب شماره 4 را انتخاب کرده‌اید و یا برای سوال 14 جواب شماره 5 را در نظر گرفته‌اید، باید به حال شما افسوس خورد که چه بلایی سر خود آورده‌اید. 
          پیشگیری بهتر از علاج است
          حتما در حال حاضر و با توجه به انجام آزمایش فوق میزان اعتیادتان به دنیای سایبر برایتان روشن شده است، هر چند که زودتر از اینها باید به فکر این مشکل می‌افتادید اما بازهم دیر نشده و ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه‌ است. با به کارگیری تمرین‌های زیر می‌توانید از میزان اعتیادتان کاسته و به تدریج آن را ترک کنید، البته این بدان معنا نیست که محیط سایبر را ترک کنید، بلکه از این پس می‌توانید استفاده حساب شده‌تری نسبت به دنیای مجازی داشته باشید.
          از میزان ورود و خروجتان در اینترنت مطلع باشید و آن را در دفترچه یاداشتی برای خود بنویسید. زمانی که کارخاصی ندارید برای چت کردن و وب‌گردی بیهوده، بی‌خود آنلاین نشوید، به جای این کار می‌توانید پیاده روی کنید و در حین پیاده روی نیز سیب یا پسته بخوردید. یادتان باشد که اينترنت، بيشتر جنبه كاري دارد، تا تفريح و وقت‌گذراني. ‌اگر کارتان ارتباط مستقیمی‌با اینترنت ندارد بيشتر از دو بار در روز ايميل‌های شخصی‌تان را چک نکنید و در آخر نیز هنگام آنلاین بودن مزاحم ديگران و حریم خصوصي‌اشان نشوید.

منبع: www.national.blogfa.com


          پ.ن: این تست رو خودم جواب دادم، بعد از یک ماه دوری از اینترنت و با گذشت یک هفته از بازگشتم، درصد اعتیادم ۵۸ شد. (اواسط تابستون خیلی نگران اوضاع بودم. خدا رو شکر  )

+ نوشته شده در جمعه 1386/09/02ساعت 20 توسط ice boy 910 |

          بچه ها الان یه اس ام اس جدید برام اومد که واقعاْ حیفه که شما از دستش بدین:

 

          "به دليل استقبال مردم از صحنه هاي زندگي خصوصي بازيگران

سی دی ختنه ی جمشيد مشايخی به بازار آمد."

 

منم با خوندن این اس ام اس کلّی خندیدم ولی خداییش به واقعیت تلخی اشاره می کنه. حالا اسم این کار ملّت رو هر چی که می خواید بذارید. فضولی ، بی وجدانی  ...

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/06/10ساعت 17 توسط ice boy 910 |

          سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

          همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

          بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

          سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفاً!


          ice boy 910: این مطلب رو امروز خوندم و خیلی خندیدم. خلاصه اینم هدیه ی شب عید من به شما.

شاد و پیروز باشید

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/06/06ساعت 21 توسط ice boy 910 |

           اولین بار ده ساله بودم که ترکیب ِ "تهاجم فرهنگی" رو روی یک بیلبورد خوندم و توجهم بهش جلب شد. به پدرم گفتم: تهاجم فرهنگی یعنی چی؟ و اون گفت: «یعنی تهاجم فرهنگی دیگه. یعنی اینکه دیگران بخوان به فرهنگ ما حمله کنن.»

          امروز که در هجدهمین سال زندگی هستم، از سر کنجکاوی رفتم سراغ کتاب فرهنگ "فارسی عمید‌‌‌"، و اوّل از همه رفتم ببینم که "فرهنگ" یعنی چی؟

          این جا نوشته "فرهنگ" یک کلمه ی پهلویه به معنی: علم، دانش، ادب، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملّت.

          و حالا "تهاجم": بهمدیگر هجوم بردن، به یکدیگر یورش و حمله آوردن. - توضیح نویسنده ی وبلاگ: این کلمه از فرهنگ عربی وارد فارسی شده. اگر کسی با فرهنگ خارجیها مشکل داره باید برای این لغت و خیلی از لغات و اختراعات خارجی هم یک جایگزین فارسی پیدا کنه! -

          به این ترتیب معنی تهاجم فرهنگی می شه: "به همدیگر یورش بردن علم و دانش ِ دو یا چند قوم و یا ملّت."یعنی علم و دانش و ادب غربی ها به سمت فرهنگ ما هجوم بیاره و علم و دانش و ادب ما هم به فرهنگ ‌ِ غربی ها و دیگران. 

         می شه نتیجه گرفت تهاجم فرهنگی جزو ارزشمندترین چیزهای این جهانه. -مگر این که غیر از معنی لغت نامه، از خودمون مفهوم دیگه ای براش در نظر گرفته باشیم.- حالا اگر علم و دانش و ادب غرب یا هر جای دیگه ای به سمت فرهنگ ما یورش آورد باید اون رو پس بزنیم؟ مبارزه با تهاجم فرهنگی همینه، یعنی مبارزه کنیم با این که علم و دانش و ادب سایر ملل به ما هجوم بیاره!          

          در مورد فرهنگ هم فکر میکنم درسته که ما چندین هزار سال پیش یکی از برترین فرهنگ ها رو داشتیم؛ ولی الان باید بپذیریم که خیلی عقبیم. من معتقدم ما بدون این که روی فرهنگ خودمون تعصب داشته باشیم، باید از موفقیتهای غربی ها درس بگیریم و بدون هیچ مقاومت ِ احمقانه ای، فرهنگ اونها -یا همه ی چیزهای مثبت زندگیشون- رو بپذیریم. همون طوری که اونها در سالهای دور اومدن و بدون این که بخوان فرهنگ ِ نداشته یا ناچیزشون در اون زمان رو به ما تحمیل کنن، از موفقیتهای ما درس گرفتن. الان هم با خودشون تعارف ندارند، اگر دانشمندان ما در عرصه ای موفق باشن، غربی ها اونها رو جذب می کنند و از دانششون استفاده می کنن و هیچ وقت نمی گن: «ما از شرقی ها جلوتریم. پس نیازی به اون ها نداریم.» نتیجه اش رو هم حالا می بینیم که غرب از نظر علم و فناوری کجا قرار داره و ما در کجا هستیم.

«بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه دنیا          تصوّر کن تو می تونی بشی تعبیر این رؤیا»

          متأسفانه امروزه  ترکیب احساس برانگیز "تهاجم فرهنگی" خیلی جاها شنیده می شه. (همه ی ما بارها "تهاجم فرهنگی" رو در رادیو، تلویزیون و... شنیدیم.) امّا بعید می دونم خیلی از ما حتّی معنی درستش رو بدونیم. خیلی ها مثلاْ به یک مدل ریش ِ غربی که بین جوونهای ما محبوب می شه می گن: "تهاجم فرهنگی". بابا یعنی اگر ما جوونها از بعضی مدلهای سالم ِ ریش یا لباس اروپایی ها -به طور آگاهانه و با بررسی عقلی-، پیروی کنیم فرهنگ خودمون رو از دست دادیم؟ -منظورم از سالم این بود که از نظر اخلاق انسانی سالم باشه، نه قوانین من در آوردی حکومت ها و حتّی عرف جامعه که یک چیز کاملاْ نِسبیه-* در ضمن همونطوری که گفتم چیزهای کم اهمّیتی مثل مدل لباس و ریش و مو، اگر هم از یک کشور به کشور دیگه ای راه پیدا کنند، در حیطه ی فرهنگ قرار نمی گیرن.          

          « "تهاجم فرهنگی" مشکل شرق نیست بلکه "تهاجم غیر فرهنگی" است که مشکل زاست. چه بسا فرهنگ اصیل غرب و همه ی کشورهای جهان می تواند مایه ی تعالی و رشد معنوی همگان باشد. چنانکه فرهنگ اصیل شرق نیز برای غربیان پیوسته سرچشمه ی الهام و معرفت بوده است.»

دکتر حسین الهی قمشه ای

منبع: مقاله ای در ماهنامه ی کانون ایرانیان ویکتوریا، گلبانگ شماره 52 آپریل2004

          بهتره که بعضی وقت ها به حرف ها و دغدغه های اطرافمیانمون دوباره فکر کنیم. نه این که حرف های درست و شاید هم نادرست دیگران رو بدون چون و چرا قبول کنیم؛  به قول خودم: «گاهی بکوشیم تعریف جدیدی از خودمون ارائه بدیم. شاید این تعریف مثل قبلی ها باشه و شاید هم تعریف من با همه ی تعریف های قبلی فرق داشته باشه. کسی چه می دونه؟ من قراره راه خودم رو برم. همون راهی که پیش روی همه ی شما هم هست و فقط هم برای شماست و با راه دیگران کلی فرق داره.»

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/06/04ساعت 18 توسط ice boy 910 |

          توی سایت گناهکار مطلبی نوشته شده به منظور حمایت از آقای "یعقوب یادعلی". من ایشون رو نمی شناسم و الان هم حوصله خوندن بیوگرافی و یا داستان هاش رو ندارم. -برای کسب اطمینان از خستگی و خواب الودگی من در زمان نوشتن این پست، به ساعت نوشتن در پایین مطلب توجه کنید.-

          اما بیوگرافی ایشون در سایت گناهکار و به نقل از بی بی سی فارسی: -البته این لینک توسط مسئولانی که به جای مردم، عهده دار تشخیص خوب و بد هستند!!! فیلتر شده.-

          آقای یعقوب یادعلی٬ داستان‌نویس٬ اسفند ماه سال گذشته به جرم توهین به قوم لر در داستان‌هایش دو ماه بازداشت و در اردیبهشت ماه امسال آزاد شده بود. اول شهریور ماه هم دادگاه محاکمه‌ش به‌صورت غیرحضوری برگزار شد.گویا یادعلی تو یکی از داستان‌هاش به‌نام «آداب بی‌قراری» که سال ۸۳ چاپ شده و به چاپ دوم هم رسیده٬ از زن لری روایت می‌کنه که با فردی به‌جز شوهرش روابطی خاص داره! و از نظر آقایونه شاکی پرونده٬ این «توهین به قوم لر» محسوب می‌شه.

          اما در بخشی که نویسنده ی سایت گناهکار، اون رو به عنوان اعتراض به دستگیری این نویسنده، نوشته گوشه ای از مطالب توجّه من رو جلب کرد که براتون کپی کردم:

          "متأسفانه تو کشور ما نویسنده‌ها٬ فیلم‌سازها و.. جرات ندارن یه "شخصیت بد" رو در یک جایگاه اجتماعی معلوم قرار بدن٬ توی یه فیلم یه پزشک خائن از آب در میاد٬ جامعه پزشکی کشور ۶۰تا اعتراض‌نامه می‌نویسه٬ یه وکیل جاسوس بیگانه نشون داده می‌شه٬ کانون وکلا شروع به تکذیب می‌کنه و می‌خواد پدر فیلم‌ساز رو دربیاره و…
          حالا هم که نوبت به داستان‌نویس‌ها رسیده! آخه این چه وضعیه؟! ملت حتّی تخیلشون رو هم باید سانسور کنن؟ یا داستان‌هاشونو در مورد ناکجاآباد بنویسن؟ بابا اینا داستانه٬ فیلمه٬ واقعیت نیست! چرا درک نمی‌کنین؟!"

لینک این مطلب در سایت گناهکار

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/06/04ساعت 3 توسط ice boy 910 |

]           بچه ها این مقاله  رو از توی سایت مردمان پیدا کردم. فکر می کنم بیشتر علل سیگاری شدن افراد رو توش نوشته باشه. شما هم اینو بخونید و ایه سیگاری هستید ببینید که انگیزه تون از این کار  رو توی این مقاله پیدا می کنید یا نه؟[

          توضیح نویسنده ی وبلاگ:دو سه جمله ای که به نظرم اضافه بود، حذف و در ضمن ، جملاتی که توی کروشه اس، خودم اضافه کردم .

          چرا این همه آدم سیگاری میشوند؟ بیایید چند دقیقه ای هم که شده درمورد آن فکر کنیم. در ایـن مــقاله سعی کـرده ام متـداول تـــرین عوامل برای سیگاری شدن افراد را مـطرح کنم امـــا مطمئناً چندین و چند دلیل دیگر هم وجود دارد که من در اینجا قید نکرده ام. از هـمه ی ایـــــن دلایل، آخرین فاکتور به نظر من مهمترین و متداولترین است.

          خیلی از آدم ها، یعنی اکثر آنها، امتحانی و آزمایشی سیگاری می شوند.  چیزی که به عنوان آزمایش شروع شود، کم کم تجربه فرد می شود و قبل از اینکه خود او متوجه شود، برایش الگو می شود. حالا ببینیم چه فاکتورهایی در سیگاری شدن افراد نقش دارد.

          ۱- فشار دوستان: یک سیب کرمو، کل جعبه سیب را خراب می کند. و طی دوران بیفکری و جوانی -اکثر افراد این عادت را قبل از سن 25 سالگی کسب می کنند- همه آماده ی انجام کارهای جدید هستند. و وقتی که دوستی فرد را مجبور کند که یک پُک به سیگارش بزند، فرد برای اینکه مورد تمسخر دوستان خود قرار نگیرد، مجبور می شود که آن پُک اول را بزند.

          ۲- دسترسی آسان: سیگار همه جا هست و هرکسی می تواند خیلی راحت به آن دسترسی پیدا کند. و این یکی از مهمترین عوامل در عادت شدن این کار است. یکی دیگر از عوامل ارزان بودن سیگار می تواند باشد. ]بچه ها اینو واقعآ راست می گه. من وقتی قلیونی بودم ، درصورتی که حس جهنمی نسخی بهم دست می داد  باید شونصد ساعت دنبال قهوه خونه می گشتم ولی سیگار هیچکدوم از این مشکلات رو نداره. [

          ۳- تقلید: ستاره های سینما و افراد مشهور و مهم سیگار می کشند و خیلی باحال به نظر می رسند. و همین برای جوانان و نوجوانان کافی است تا برای تقلید از حرکات آنها به سیگار روی بیاورند.

         ۴- استیل و فرم خوب: به نظر جوانان اگر کسی بتواند در جمع دوستان سیگار را با ظرافت خاص بین دو انگشت خود نگاه دارد و گاه به گاه پکی به آن بزند، خیلی باحال و خوش استیل به نظر خواهد آمد.

          ۵- از بین برنده استرس: سیگار به اشتباه عامل بسیار خوبی برای از بین بردن استرس و یکی از بهترین راه ها برای جلوگیری از خواب به حساب می آید. به همین دلیل وقتی دیگران را در حال سیگار کشیدن می بینیم، دوست داریم که ما هم یک پُک به آن بزنیم.

          ۶- حس سرکشی: این معمولاً یکی از دلایل عادت شدن سیگار برای افراد است. چیزی که در همه ی ما وجود دارد، این است که در خود یک رگه سرکشی داریم. چیزی که باعث می شود طی دوران نوجوانی در برابر الگوها و قوانین موجود اعتراض کنیم. و چه کاری بهتر از سیگار کشیدن برای نشان دادن این حس اعتراض و سرکشی؟ ] اتفاقآ من می گم این زیاد بد نیستش. یعنی ایه حسس سرکشیتون بیش از حده –حالا به هر دلیلی- با سوت زدن که نمی تونید خالیش کنید. سیگار اینجا زیاد بدک نیست . –منظورم اینه که ایه این حس رو یه جا بروز ندید و قرار باشه که تو سنین بالاتر - مثلآ وقتی که تشکیل خانواده دادید-و از راه های نامناسب تر،سرکشیتون خودنمایی کنه، سیگاری شدن انتخاب بد از بدتره . هر چند که کار زیاد خوبی نباشه. [

          تازه رنگ شده، دست نزنید!

          فقط موضوع سیگار کشیدن نیست. این یک تمایل عمومی در همه ی افراد است. وقتی کسی به ما می گوید کاری را انجام ندهیم، یک حس خیلی قوی در ما ما را به انجام آن وامی دارد. برای اینکه منظور من را بفهمید برایتان مثال می زنم. وقتی روی نرده یا دیواری نوشته اند که "تازه رنگ شده، دست نزنید!" خودتان می دانید که همه چه علاقه و تمایلی برای دست زدن به آن محل پیدا می کنند.

          خیلی از قانون ها را از ترس به زندان افتادن جرأت نداریم زیر پا بگذاریم، اما چنین قانونی برای سیگار کشیدن وجود ندارد و همین مسئله باعث می شود جوانها بگویند که "زندگی خودم است، هر طور بخواهم زندگی می کنم!" و به سیگار کشیدن عادت می کنند.

          همه ی ما آنقدر هوشیار و عاقل هستیم که پیام ها را درک کنیم. وقتی هشداری را که قانوناً باید روی همه سیگارها نوشته شود را می خوانیم که "سیگار کشیدن برای بدن مضر است!"، همه ما می فهمیم که منظور از این نوشته چیست. حتی بچه ها هم می فهمند. جهل و نادانی کوچکترین دلیلی است که ما میتوانیم برای سیگاری شدن افراد به آنها نسبت دهیم. این دقیقاً مثل همان هشداری است که در بالا ذکر شد. وقتی جایی می نویسند که " تازه رنگ شده، دست نزنید!" همه ی ما منظور نوشته را می دانیم ولی باز هم برای دست زدن به آن نقطه کشش و تمایل داریم.

          همه ی ما می دانیم که سیگار کشیدن برای بدن ما خیلی مضر است، اما باز هم افراد برای متقاعد کردن و توجیه خود هزار دلیل و بهانه می آورند. اما نکته تأسّف آور این است که اثر سیگار مثل اثر آن رنگ نیست که بعد از دست زدن به آن بتوانیم راحت آن را بشوییم و پاک کنیم. تأثیرات آن نه تنها به مرور زمان از بین نمی روند، بلکه بدتر هم می شوند. سیگار کشیدن چیزی نیست که بخواهیم امتحانی و تفریحی به آن روی بیاوریم. کسی که به سیگار روی آورد تا آخر عمر به آن وابسته می ماند و جدا شدن و کندن خود از آن بسیار بسیار دشوار است. ] نخیر اصلآ! این طور نیست. مطمئنآ هر لحظه که بخواید می تونید ترکش کنید. ایه سیگارمیکشید یا قبلآ می کشیدید، حتمآ حرف من رو می فهمید. این که بعضی از سیگاری –یا حتّی همه اشون- میگن: "نمی شه ترکش کرد." یک دروغ بزرگه. اونا چون نمی خون ترک کنن این حرفو می زنن. یعنی میدونن ایه بگن:"می شه ترکش کرد" ، بارها از طرف اطرافیان تحت فشار قرار می گیرن که :"خب، زود باش ترکش کن" درواقع سیگاریا به خاطر این که این فشار رو از روی خودشون بردارن، این حرفو می زنن تا یک بار برای همیشه، فشار اطرافیان رو از سر خودشون باز کنن.[  

منبع :

www.mardoman.com

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/21ساعت 14 توسط ice boy 910 |

          این تست رو از توی سایت www.dostan.net پیدا کردم . به نظرم جالب بود ، شما هم سئوالها رو جواب بدین و بعد نتیجه اش رو ببینین .  

          به سوالات زير با دقت و صادقانه پاسخ بدهيد و در پايان تعبير پاسخ هايتان را مشاهده کنید :


          ۱. دريا را با كدام يك از ويژگي هاي زير تشريح مي كنيد؟
          آبي تيره، شفاف، سبز، گل‌آلود


          ۲. كدام يك از اشكال زير را دوست داريد؟
          دايره، مربع يا مثلث


          3- فرض كنيد در راهرويي راه مي رويد . دو در مي بينيد . يكي در 5 قدمي سمت چپ تان و ديگري در انتهاي راهرو . هر دو در باز هستند . كليدي روي زمين درست جلوي شما افتاده است. آيا آن را بر مي داريد ؟


          4- رنگهاي روبرو را به ترتيب اولويتي كه برايتان دارند بگوييد . قرمز , آبي , سبز ,سياه و سفيد


          ۵. دوست داريد در كدام قسمت كوه باشيد؟


          6- در ذهنتان اسب چه رنگي است ؟ قهوه‌اي، سياه يا سفيد


          7- توفاني در راه است . كداميك را انتخاب مي كنيد: يك اسب يا يك خانه ؟


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

          پاسخ ها:

          1-

           آبي تيره : شخصيت پيچيده
          سبز: آسان گير و بي‌خيال
          شفاف: به سادگي قابل درك
          گل‌آلود: آشفته و سردرگم

          2-

          دايره : سعي مي كنيد طوري رفتار كنيد كه خوشايند همه باشد.
          مربع: خودرأي و خود محور
         مثلث: يك دنده و لجباز 
         (اندازه اشكال با خودخواهي و منيت شما ارتباط مستقيم دارد)

          3-

          بله : شما آدم فرصت طلبي هستيد
          نه: آدم فرصت‌طلبي نيستيد.

          4- اين سئوال , الويتهاي شما در زندگي را مشخص مي كند.
          آبي: دوستان/ روابط
          سبز: شغل و حرفه
          قرمز: شهوت و دلبستگي
          سياه: مرگ
          سفيد: ازدواج

          5- ميزان ارتفاعي كه انتخاب مي كنيد رابطه مستقيم با ميزان جاه طلبي شما دارد .

          6-

          قهوه ايي : فروتن و خاكي
          سياه: غيرقابل پيش‌بيني، سركش، هيجان‌انگيز
          سفيد: برتر، مغرور، تاثيرگذار

          7- اين سئوال , الويتهاي شما به هنگام مشكلات را تعيين مي كند.

         اسب: همسر
         خانه: فرزندان

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/07ساعت 4 توسط ice boy 910 |

   

          روز جمعه علمای جمعه ی شهرها در خطبه ها راجع به طرح مبارزه با بدحجابی اظهار نظر کردن که خلاصه اش شنبه در روزنامه ها چاپ شد . امّا پریروز توی آرشیو سایت روزنامه ی جمهوری اسلامی نظر امام جمعه ی مشهد رو - که از قول خبرگزاری دانشجویان ایران نقل شده بود - خوندم که به نظرم ممکنه برای شما  جالب باشه و اگه احیانآ خانم و بدحجاب هستید آگاه بشید که مرتکب چه گناه بزرگی میشید .

          حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد علم الهدي در خطبه هاي نماز جمعه مشهد كه در جوار حرم امام رضا(ع ) برگزار شد گفت : " يك عده معتقدند كه بي حجابي مساله اي فرهنگي است در صورتي كه اين مساله كاملآ امنيتي است و حتي از دزدي و آدم كشي هم بدتر است .  و از همه مردم مي خواهم كه نيروي انتظامي را در اجراي طرح امنيت اجتماعي و برخورد با بدحجابي پشتيباني كنند . "

روزنامه جمهوري اسلامي - شنبه  08/02/1386 - صفحه شهرستان

          مطلب رو نقدش نمی کنم ، ولی پیشنهاد می کنم به دوستان مشهدیتون زنگ بزنید ، ایمیل بفرستید و بهشون بگید که اگه بدحجاب هستن و به گناه کردن عادت دارند از این به بعد دزدی و یا آدم کشی رو جانشین بدحجابیشون کنند تا حداقل بار گناهانشون کم بشه .  

در ضمن این هم  آدرس سایت روزنامه   www.jomhourieslami.com

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/12ساعت 19 توسط ice boy 910 |